تجربه دانشگاه راه دور رفتن :
دخترم و ۲۳ سالمه و الان که این پیام رو میدم ۱ ماهه که درس خوندنم تموم شده و برگشتم شهر خودمون.
اصفهانی ام و دانشگاه یزد میرفتم ، مسافت کم بود ولی خب من خیلی کم میومدم اصفهان
داخل یزد سرکار میرفتم ، با همکارام دوست بودم ، با همکلاسیام کمتر
بد و خوب اخر تموم شد
ولی الان که برگشتم متوجه اشتباهم شدم...
تا میتونید داخل شهر خودتون و کنار خانوادتون درس بخونید
*بخاطر حضور خانواده و بومی بودنتون ، از خیلی از آسیب ها در امان میمونید.
*سابقه کاریتون رو داخل شهر خودتون پر میکنید
* دوستانتون و رفاقت هاتون براتون باقی میمونند
حتی عاشقم بشید دیگه دغدغه اینو ندارید که بعد از اتمام درس این رابطه قراره بمونه یا لانگ دیستنس ادامه اش بدید...❤️🩹
خلاصه که شده پیام نور ، آزاد ، فنی حرفه ای و ... بخونید ولی دانشگاه دولتی شهر و استان دیگه نرید که صد هیچ از همکلاسی های بومی همون شهر عقب میمونید...
سوالی دیگه بود داخل کامنت ها جواب میدم.
- 🧡
دخترم و ۲۳ سالمه و الان که این پیام رو میدم ۱ ماهه که درس خوندنم تموم شده و برگشتم شهر خودمون.
اصفهانی ام و دانشگاه یزد میرفتم ، مسافت کم بود ولی خب من خیلی کم میومدم اصفهان
داخل یزد سرکار میرفتم ، با همکارام دوست بودم ، با همکلاسیام کمتر
بد و خوب اخر تموم شد
ولی الان که برگشتم متوجه اشتباهم شدم...
تا میتونید داخل شهر خودتون و کنار خانوادتون درس بخونید
*بخاطر حضور خانواده و بومی بودنتون ، از خیلی از آسیب ها در امان میمونید.
*سابقه کاریتون رو داخل شهر خودتون پر میکنید
* دوستانتون و رفاقت هاتون براتون باقی میمونند
حتی عاشقم بشید دیگه دغدغه اینو ندارید که بعد از اتمام درس این رابطه قراره بمونه یا لانگ دیستنس ادامه اش بدید...❤️🩹
خلاصه که شده پیام نور ، آزاد ، فنی حرفه ای و ... بخونید ولی دانشگاه دولتی شهر و استان دیگه نرید که صد هیچ از همکلاسی های بومی همون شهر عقب میمونید...
سوالی دیگه بود داخل کامنت ها جواب میدم.
- 🧡
تجربههای حرفهای
3
پسند
نظرات
1596 نظرآنچه می پنداشتیم تا درخت دوستی کی بر
دهدحال یا رفتیم و تخمی کاشتیم گفت و گو
آیین درویشی نبود ور نه با تو ماجراها
داشتیم شیوه چشمت فریب جنگ داشتما
خطا کردیم و صلح انگاشتیم
گفتم خب چرا الان همین پرسنل خودتون همین آقایون مثلاً چرا با یک پیراهن نازک یا بعضیاشون نیمه آستین هستند یا شلوار کوتاه یا چسب تنشونه . این باعث میشه که من تحریک بشم🙂↔️
حالا چه به بیمارستان بود چه جای دیگه بود چه دانشگاهی یا مدرسه بود . یه جا بودم که یک دفعه کجا بودم نمیدونم که انتظاماتش دم در گیر داده بود البته به من نه به کسی دیگه ای ولی خب من پشت سرشان بودم . که یک شیخک از داخل داشت به بیرون میاومد از این عباهای نازک هست که زیرش دیده میشه . اومد بیاد بیرون گفتم حاج آقا حاج آقا صبر کن وایساد گفتم این لباس شما اصلاً مناسب نیست به این نازکی اصلاً حجابتون کامل نیست😒😒 یه چند نفری که ایستاده بودند همه خندیدند🤣🤣 خودمو سفت محکم نگه داشتم که نخندم گفتم الان ببینید اگر من با همین پوششی که شما اومدی بیرون من با این پوشش خودمو بپوشونم بیام بیرون درسته آیا؟؟؟
لخت بیرون نیومدم بالاخره خودمو پوشوندم آیا این پوشش درسته؟؟؟
بیچاره شیخ بیچاره از خجالت آب شد اصلاً هیچی پشماش ریخته بود چی بگه بعدشم که ریدم به اون انتظامات گفتم بابا ول کن تر خدا بزار بره داخل کار داریم ما مردم اینجا همه علاف کردید به خاطر یه دولاخ موش بیرونه یا نباشه یا ساقه دست داره نداره بعد زدم به خانم جلویی گفتم هولش دادم گفتم چرا وایسادی برو دیگه ملت پشت سرت علافن راه افتاد رفت داخل همون انتظامات پشماش ریخته بود هیچی نگفت منم رفتم داخل حرفم اینه که به کسی اجازه ندید قانون و قوانین تون توی زندگی تغییر بده 👍👍🚶🏻♀