تجربه کار در شرکت لیاتیم یا همون برند تراست :
این شرکت مثل همه شرکت های بازاریابی کلاهبرداره بالا برن پایین بیان همونه گول نخورید من کلی دنبال کار بودم از طرف یکی از دوستام واردش شدم کلی این حسو بهم دادن که دلتم بخاد ثبت نامت کردیم چند روز منو سرکار گذاشتن بعد بهت آموزش میدن و کاری میکنن تو خودتو در جای یه مشاور تخصصی بدونی حتی میگن بهت نیاز نیست دوره پوست بری ما بهت میگیم ولی کار پوست و کلا مراقبت پوست نیاز به تخصص و یادگیری زیاد داره درسته محصولاتش خوبه نمیدونم استفاده کردید یانه ولی واقعا من توی دو ماهی که کار کردم خانواده خودم ازش راضی بودن اما کاری که خرابش کرده اینه باید مجموعه بگیری و به دروغ میگن هرمی نیست و برای طرف مقابل هم سود داره ولی دروغه من اینو نمیدونستم تا وقتی چندتا از اقوامم وقتی استفاده کردن از محصولات دیدن خوبه اومدن تو کار اونا خودشون فروش داشتن من یا اون حامی یا لیدر که بالا سریه کاری نکرده بودیم ولی به تو درآمد میدن حتی اگه یه ۱۰ تومن باشه به نظرم حرامه چه ربطی داره همینکه از طریق من اومده باید بدون اینکه بهش کمک کرده باشم بهم درآمد بدن؟ نمیتونستم درک کنم واقعا عذاب وجدان داشتم این حسو درونت ایحاد میکنن که همین کار خوبه حتی پزشکا به درد نمیخورن بعد جالبه میرن محصول خودشون میدن به پزشکا و عکس میزارن که فلان دکتر محصول مارو تایید کرده و دوم اینکه از حامی ها یا همون لیدر بالاسری غول و بت میسازن طوری که هر چن ماه یه بار شرایط میزارن که اینقد فروش داشته باشید یا جذب مجموعه داشته باشید به این دورهمی یا سمینار دعوت میشید اعتماد به نفس آدم خورد میشه اگه نرسی جوری باهات رفتار میکنن حامی هاتون بمیرید بهتره بعد هرماه که فروش نداشته باشید انگار شما قتل کردید انواع تخریب ها .... من اومدم بیرون نمیتونستم ولی هنوز که هنوزه آثار روحی و روانی مونده و مجبور شدم برم پیش تراپیست شاید خیلیا موفق شده باشن تو این شرکتا ولی به اون کسی که دعوتتون میکنه بستگی داره ولی محصولش خوب بود الانو نمیدونم و بدونید هر دوستی بعد یه مدت نزدیکتون میشه دوست نیست برای مجموعه خودش برای پورسانت خودش از شما خبر گرفته این شرکت به خیال خودش طرح درآمدی داره و اینطوری که طرح درآمد داده بیرون دیگه صادقه ولی کسی چی میدونه از اون بیست درصد که گفته بهت تعلق میگیره چند درصد دیگش به چند نفر حامی بالاسری برسه و چیزی که من فهمیدم اینه تو هرچند فروش داشته باشی حتی اگه نفر ۱۰۰۰ یه حامی باشی باز بالاترین درصد براش میشه حتی تو اگه اونو نشناسی این هرمی نیست پس چیه ؟
- 😔
این شرکت مثل همه شرکت های بازاریابی کلاهبرداره بالا برن پایین بیان همونه گول نخورید من کلی دنبال کار بودم از طرف یکی از دوستام واردش شدم کلی این حسو بهم دادن که دلتم بخاد ثبت نامت کردیم چند روز منو سرکار گذاشتن بعد بهت آموزش میدن و کاری میکنن تو خودتو در جای یه مشاور تخصصی بدونی حتی میگن بهت نیاز نیست دوره پوست بری ما بهت میگیم ولی کار پوست و کلا مراقبت پوست نیاز به تخصص و یادگیری زیاد داره درسته محصولاتش خوبه نمیدونم استفاده کردید یانه ولی واقعا من توی دو ماهی که کار کردم خانواده خودم ازش راضی بودن اما کاری که خرابش کرده اینه باید مجموعه بگیری و به دروغ میگن هرمی نیست و برای طرف مقابل هم سود داره ولی دروغه من اینو نمیدونستم تا وقتی چندتا از اقوامم وقتی استفاده کردن از محصولات دیدن خوبه اومدن تو کار اونا خودشون فروش داشتن من یا اون حامی یا لیدر که بالا سریه کاری نکرده بودیم ولی به تو درآمد میدن حتی اگه یه ۱۰ تومن باشه به نظرم حرامه چه ربطی داره همینکه از طریق من اومده باید بدون اینکه بهش کمک کرده باشم بهم درآمد بدن؟ نمیتونستم درک کنم واقعا عذاب وجدان داشتم این حسو درونت ایحاد میکنن که همین کار خوبه حتی پزشکا به درد نمیخورن بعد جالبه میرن محصول خودشون میدن به پزشکا و عکس میزارن که فلان دکتر محصول مارو تایید کرده و دوم اینکه از حامی ها یا همون لیدر بالاسری غول و بت میسازن طوری که هر چن ماه یه بار شرایط میزارن که اینقد فروش داشته باشید یا جذب مجموعه داشته باشید به این دورهمی یا سمینار دعوت میشید اعتماد به نفس آدم خورد میشه اگه نرسی جوری باهات رفتار میکنن حامی هاتون بمیرید بهتره بعد هرماه که فروش نداشته باشید انگار شما قتل کردید انواع تخریب ها .... من اومدم بیرون نمیتونستم ولی هنوز که هنوزه آثار روحی و روانی مونده و مجبور شدم برم پیش تراپیست شاید خیلیا موفق شده باشن تو این شرکتا ولی به اون کسی که دعوتتون میکنه بستگی داره ولی محصولش خوب بود الانو نمیدونم و بدونید هر دوستی بعد یه مدت نزدیکتون میشه دوست نیست برای مجموعه خودش برای پورسانت خودش از شما خبر گرفته این شرکت به خیال خودش طرح درآمدی داره و اینطوری که طرح درآمد داده بیرون دیگه صادقه ولی کسی چی میدونه از اون بیست درصد که گفته بهت تعلق میگیره چند درصد دیگش به چند نفر حامی بالاسری برسه و چیزی که من فهمیدم اینه تو هرچند فروش داشته باشی حتی اگه نفر ۱۰۰۰ یه حامی باشی باز بالاترین درصد براش میشه حتی تو اگه اونو نشناسی این هرمی نیست پس چیه ؟
- 😔
تجربههای شغلی و نکات راهنما
0
پسند
نظرات
113 نظرمن میلاد مساوات هستم؛ مدرس دورههای دیجیتال مارکتینگ، برنامهنویسی و هوش مصنوعی در مجتمع فنی تهران، نمایندگی جزیره کیش. بخش زیادی از فعالیت حرفهای من در حوزه آموزش، کسبوکارهای آنلاین و بازاریابی دیجیتال گذشته و به واسطه همین تجربه، همیشه سعی کردم فرصتهای کسبوکار رو از زاویه تخصصی و اجرایی بررسی کنم، نه صرفاً بر اساس تبلیغات و وعدههایی که دربارهشون مطرح میشه.
این بار میخوام تجربه خودم از همکاری با شرکت آرمان تدبیر اطلس، با نام تجاری لیاتیم، از مجموعههای زیرمجموعه هلدینگ مهلران رو با شما به اشتراک بذارم؛ تجربهای که باعث شده از زاویه متفاوتی به بازاریابی شبکهای نگاه کنم.
## چرا من بهعنوان یک مدرس، بازاریابی شبکهای رو جدی میگیرم؟
من در حوزه آموزش فعالیت میکنم و بهخوبی میدونم که هیچ مهارتی، حتی اگر فوقالعاده کاربردی باشه، بدون آموزش اصولی و تمرین مستمر به نتیجه مطلوب نمیرسه. در کسبوکار هم همین قاعده وجود داره.
به نظر من، بازاریابی شبکهای هم از این قاعده مستثنا نیست. این مدل کسبوکار، اگر حرفهای اجرا بشه و با آموزش درست، مهارت ارتباطی، شناخت بازار و برنامهریزی همراه باشه، میتونه برای افراد فرصت رشد ایجاد کنه.
البته تأکید میکنم که صرفاً ورود به یک شرکت یا عضویت در یک شبکه، تضمینکننده موفقیت نیست. نتیجه به عوامل مختلفی مثل میزان فعالیت، مهارت فردی، کیفیت آموزش، توانایی فروش و ساختن یک تیم حرفهای بستگی داره.
چیزی که برای من اهمیت داره، اینه که بازاریابی شبکهای رو صرفاً بهعنوان عضوگیری نبینیم. از نگاه من، این مدل زمانی میتونه به شکل اصولی رشد کنه که بر پایه فروش واقعی محصول، ایجاد ارزش برای مشتری، توسعه مهارتهای فردی و ساختن روابط بلندمدت شکل گرفته باشه.
## یکی از مهمترین مزیتهای رقابتی بازاریابی شبکهای، زیرساخت کسبوکار است
هر کسی که تجربه راهاندازی یک کسبوکار رو داشته باشه، میدونه که قبل از رسیدن به مرحله فروش، باید با کلی مسئله درگیر بشه؛ از انتخاب محصول و ارزیابی تأمینکننده گرفته تا کنترل کیفیت، مدیریت موجودی، قیمتگذاری، برندینگ، بازاریابی و پشتیبانی مشتری.
در واقع، داشتن یک محصول برای شروع کسبوکار کافی نیست. باید بتونید محصول مناسبی انتخاب کنید، اعتماد مشتری رو به دست بیارید و برای فروش اون یک فرایند قابل تکرار بسازید.
یکی از جذابیتهای مدل بازاریابی شبکهای برای من اینه که در یک ساختار حرفهای، بخش مهمی از این زیرساخت از قبل وجود داره. شما بهجای اینکه همهچیز رو از صفر بسازید، میتونید روی توسعه بازار، ارتباط با مشتری و تقویت مهارتهای فروش تمرکز کنید.
البته این به معنی بینیازی کامل از دغدغههای کسبوکار نیست. همچنان باید بازار رو بشناسید، مشتری مناسب پیدا کنید، اعتماد بسازید و عملکرد خودتون رو ارزیابی کنید؛ اما وقتی زیرساخت محصول و برند از قبل فراهم شده باشه، مسیر شروع فعالیت میتونه سادهتر و متمرکزتر بشه.
## چرا کیفیت محصولات لیاتیم برای من اهمیت داره؟
یکی از مهمترین دغدغههای هر کسی که وارد حوزه فروش میشه، کیفیت محصولیه که قراره به مشتری معرفی کنه.
من بهعنوان کسی که در حوزه دیجیتال مارکتینگ فعالیت میکنم، میدونم که بازاریابی خوب میتونه توجه مخاطب رو جلب کنه، اما برای حفظ مشتری و ایجاد خرید مجدد، کیفیت محصول و تجربه واقعی مشتری اهمیت زیادی داره.
به همین دلیل، در ارزیابی یک فرصت کسبوکار، فقط به مدل درآمدی یا ساختار فروش توجه نمیکنم. محصول هم برای من یک بخش اساسی از ماجراست.
در تجربه همکاری من با شرکت لیاتیم، کیفیت و حرفهای بودن محصولات یکی از نکات مهم و قابل توجه بوده. از نگاه من، محصولات این مجموعه ظرفیت این رو دارن که بخش مهمی از دغدغه اولیه فروشنده درباره کیفیت محصول رو کاهش بدن و امکان تمرکز بیشتر روی بازاریابی و توسعه بازار رو فراهم کنن.
وقتی فروشنده به محصولی که معرفی میکنه اعتماد داشته باشه، میتونه با اطمینان بیشتری درباره ویژگیها و کاربردهای اون صحبت کنه. البته این اعتماد باید بر اساس شناخت واقعی محصول، اطلاعات معتبر و تجربه مشتری شکل بگیره، نه صرفاً تعریف و تبلیغ.
برای من، این موضوع یک مزیت مهم محسوب میشه؛ چون بهجای اینکه تمام انرژیام صرف پیدا کردن محصول، بررسی تأمینکننده یا ساختن یک برند از نقطه صفر بشه، میتونم بخش بیشتری از تمرکزم رو روی مهارتی قرار بدم که در اون تخصص دارم: بازاریابی.
## نقطه اتصال تخصص من با بازاریابی شبکهای؛ دیجیتال مارکتینگ
یکی از دلایلی که همکاری با لیاتیم برای من جذابیت داره، امکان استفاده از دانش و تجربهام در حوزه دیجیتال مارکتینگه.
امروز دیگه نمیشه از بازاریابی صحبت کرد و نقش فضای دیجیتال رو نادیده گرفت. رفتار مشتریها تغییر کرده؛ افراد قبل از خرید جستوجو میکنن، محتوا میبینن، نظرات دیگران رو بررسی میکنن و بعد تصمیم میگیرن.
به همین دلیل، من معتقدم فعالان بازاریابی شبکهای هم باید خودشون رو با این تغییرات هماهنگ کنن.
دیجیتال مارکتینگ میتونه ابزارهای متنوعی در اختیار یک بازاریاب قرار بده؛ از تولید محتوای آموزشی و بازاریابی در شبکههای اجتماعی گرفته تا بهینهسازی موتورهای جستوجو (SEO)، بازاریابی محتوایی، ارتباط مستمر با مشتری و تحلیل رفتار مخاطب.
برای مثال، بهجای اینکه صرفاً یک محصول رو به افراد مختلف معرفی کنیم، میتونیم درباره مسئلهای که محصول برای حل اون طراحی شده محتوا تولید کنیم، اطلاعات کاربردی در اختیار مخاطب قرار بدیم و کمک کنیم با شناخت بهتر تصمیم بگیره.
این رویکرد بهجای تمرکز بر فروش کوتاهمدت، روی ایجاد اعتماد و شکلگیری یک رابطه بلندمدت با مشتری تمرکز داره.
از طرف دیگه، ابزارهای هوش مصنوعی هم میتونن بخش زیادی از فرایند تولید محتوا، ایدهپردازی، تحلیل مخاطب و برنامهریزی بازاریابی رو سریعتر و منظمتر کنن. البته ابزار بهتنهایی مزیت رقابتی ایجاد نمیکنه؛ مهم اینه که فرد بدونه چطور از اون در یک استراتژی مشخص استفاده کنه.
من اینجا یک فرصت مهم میبینم: ترکیب یک ساختار فروش موجود با دانش بازاریابی دیجیتال و ابزارهای جدید فناوری.
به نظرم این ترکیب میتونه برای افرادی که بهجای فعالیت سنتی و مقطعی، به دنبال ساختن یک فرایند حرفهای و قابل توسعه هستن، ارزشمند باشه.
## نقش هلدینگ مهلران و شرکت لیاتیم در این مسیر
برای من، بررسی یک فرصت همکاری فقط به محصول یا شیوه فروش محدود نمیشه. شناخت مجموعهای که پشت کسبوکار قرار داره هم اهمیت داره.
شرکت آرمان تدبیر اطلس با نام تجاری لیاتیم، در مجموعه هلدینگ مهلران فعالیت میکنه. شناخت ساختار مجموعه، محصولات، فرایندهای کاری و امکاناتی که در اختیار همکاران قرار میگیره، از جمله مواردیه که هر فرد پیش از شروع یا توسعه فعالیتش باید به اون توجه کنه.
از نظر من، یکی از نکات مهم در انتخاب یک مجموعه برای همکاری، اینه که فرد بتونه در کنار فعالیت اقتصادی، مهارتهای خودش رو هم توسعه بده.
بازاریابی شبکهای فقط درباره فروش امروز نیست. اگر کسی بخواد در این حوزه بهصورت بلندمدت فعالیت کنه، باید مهارتهایی مثل مذاکره، ارتباط مؤثر، مدیریت زمان، فروش، آموزش، رهبری تیم و تحلیل بازار رو یاد بگیره.
من بهعنوان مدرس، اهمیت این مهارتها رو بهخوبی درک میکنم. در فضای حرفهای، کسی که بتونه یادگیری مستمر رو با اجرای درست ترکیب کنه، ابزارهای بیشتری برای رشد در اختیار خواهد داشت؛ هرچند نتیجه نهایی همچنان به عملکرد فردی و شرایط بازار وابسته است.
## بازاریابی شبکهای برای همه مناسب نیست؛ اما میشه حرفهای بهش نگاه کرد
من قصد ندارم بازاریابی شبکهای رو بهعنوان یک مسیر تضمینشده برای موفقیت معرفی کنم. هیچ مدل کسبوکاری چنین تضمینی نداره.
هر فردی که قصد ورود به این حوزه رو داره، باید درباره کیفیت و قیمت محصولات، تقاضای واقعی بازار، شرایط همکاری، ساختار درآمدی، هزینههای احتمالی و قوانین شرکت اطلاعات کافی به دست بیاره. همچنین باید بدونه که درآمد پایدار، در صورت شکلگیری، نیازمند فعالیت مستمر، مشتری واقعی و مدیریت درست کسبوکاره.
اما در عین حال، معتقدم نباید یک مدل کسبوکار رو بدون بررسی دقیق و صرفاً بر اساس تجربههای محدود یا روایتهای متفاوت قضاوت کرد.
به نظر من، سؤال اصلی این نیست که بازاریابی شبکهای ذاتاً خوبه یا بد؛ سؤال اینه که در چه ساختاری، با چه محصولاتی، چه شیوهای از آموزش و چه استانداردهایی اجرا میشه.
برای من، همکاری با شرکت لیاتیم فرصتی بوده تا این مدل رو از زاویه تخصص خودم، یعنی آموزش، بازاریابی و فناوری، بررسی و تجربه کنم.
## جمعبندی تجربه من از همکاری با لیاتیم
اگر بخوام دیدگاهم رو خلاصه کنم، برای من چند موضوع اهمیت اساسی داره: محصول باکیفیت، زیرساخت مناسب، آموزش اصولی، شناخت بازار و استفاده درست از ابزارهای دیجیتال.
من معتقدم وقتی بخش مهمی از زیرساخت کسبوکار از قبل فراهم باشه، میشه زمان و انرژی بیشتری رو صرف یادگیری فروش، بازاریابی، ارتباط با مشتری و توسعه بازار کرد.
از طرف دیگه، حضور در دنیایی که هوش مصنوعی و ابزارهای دیجیتال هر روز انجام بسیاری از کارها رو سادهتر میکنن، اهمیت مهارتهای انسانی مثل اعتمادسازی، ارتباط مؤثر، همکاری و رهبری تیم رو از بین نمیبره؛ بلکه میتونه شکل و اهمیت اونها رو تغییر بده.
به همین دلیل، نگاه من به بازاریابی شبکهای صرفاً یک نگاه فروشمحور نیست. من این حوزه رو از دریچه ساختن یک کسبوکار، توسعه مهارتها و استفاده از ظرفیتهای دیجیتال بررسی میکنم.
تجربه همکاری من با شرکت لیاتیم، زیرمجموعه هلدینگ مهلران، بخشی از همین مسیر بوده؛ مسیری که در اون تلاش میکنم دانش و تجربهام در حوزه دیجیتال مارکتینگ رو در کنار فعالیت اقتصادی به کار بگیرم و با نگاه حرفهایتری به توسعه بازار و ساختن یک شبکه انسانی فکر کنم.
در نهایت، فکر میکنم برای قضاوت درباره هر فرصت کسبوکار، بهتره بهجای تکیه بر وعدهها، ساختار واقعی، کیفیت محصول، مدل درآمدی و میزان تناسب اون با تواناییها و اهداف خودمون رو بررسی کنیم. این همون رویکردیه که من در آموزش و فعالیت حرفهای خودم بهش اعتقاد دارم.
1. فشار برای خرید ماهانه و انبار شدن محصولات: شرط "فعال ماندن" در سیستم، بسیاری را مجبور به خرید ماهانه محصولاتی میکند که توانایی فروش آن را ندارند. این موضوع سود را به هزینه و ضرر مستقیم تبدیل میکند.
2. اشباع بازار: در هر شهر یا شبکه اجتماعی، تعداد مشتریان و اعضای بالقوه محدود است. پس از مدتی، جذب فرد جدید تقریباً غیرممکن شده و رشد سازمان متوقف میشود.
3. تمرکز بر عضوگیری به جای فروش واقعی: موفقیت در این سیستمها بیشتر به توانایی در جذب زیرمجموعه وابسته است تا فروش محصول. این امر مدل کسبوکار را از "بازاریابی" به "عضوگیری" تغییر میدهد که پایدار نیست.
4. سود اصلی برای لیدرهای قدیمی (ساختار هرمی): بخش عمدهای از سود به تعداد بسیار محدودی از افراد در بالای شبکه میرسد. درآمد اکثریت افراد در لایههای پایین، صرف پرداخت پورسانت به بالاسریها میشود.
5. وعدههای غیرواقعی و بزرگنمایی درآمد: تبلیغات معمولاً بر اساس درآمد افراد موفق و قدیمی است و تصویری غیرواقعی برای اعضای جدید ایجاد میکند. واقعیت برای اکثریت افراد، درآمد بسیار ناچیز یا حتی ضرر است.
6. ریزش بالای اعضا: به دلیل سختی کار و نرسیدن به درآمد مطلوب، اکثر افراد پس از مدتی سیستم را ترک میکنند. این موضوع باعث میشود یک لیدر دائماً در حال جایگزین کردن نیروهای از دست رفته باشد که کاری فرسایشی است.
7. آسیب به روابط دوستانه و خانوادگی: فشار برای فروش یا جذب اعضا از میان دوستان و خانواده، میتواند به روابط اجتماعی فرد آسیب جدی وارد کند.
فروش مستقیم یکی از به روزترین روش های فروش و کارآفرینی تو کل دنیا هست شرکت مهلران که خودش کارخانه تولید محصولات آذایشی بهداشتی داشته از سال ۹۷ برند تراست روفقط برای فروش مستقیم تولید کرده
و در مورد هرمی بودن اینو بگم متوجه بشید
عمه من دایرکت من هست یک ماه خودش هیچ فعالیتی نداشت اما زیر مجموعه هاش فعال بودن به خاطر همین به خودش پورسانت کمتر از زیرمجموعه هاش رسید... چرا؟؟؟
چون این جا هرکس با تلاش خودش به درآمد میرسه نه این که با پول و یا تلاش دعوتی ها
امیدوارم تونسته باشم کمکی کرده باشم
خیلیا تعریف هرمی رو نمیدونن. هرمی بودن یعنی اولین نفری که وارد سیستم شده، بیشترین درآمد رو داره (یعنی هرکسی که زودتر وارد شده، بیشترین سود و درآمد رو داره). ولی این باور غلطی هست که چون حرف از شبکه میزنن، هرمی هست. ولی شرکت های شبکه ای، کاملا شایسته محور هستن، هیچ ربطی به زمان ورود شما نداره و به میزان جدیتتون بستگی داره. اگر بخوام با شواهد عرض کنم، نفر اول درآمدی شرکت که حدود ۱.۴ میلیارد تومان هست، نفر ۱۳ امی هست که وارد سیستم شده. و نفر اولی که وارد سیستم شده، خیلی کمتر درآمد داره (این یک)
دوم اینکه چرا بعضی از لیدر ها فشار میارن؟
متاسفانه باید عرض کنم که لیدر ها یا حامیانی که بیش از حد فشار میارن، تیمشون دچار مشکل میشه. پس اگر خواه ناخواه وارد تیم اشتباهی شدید، دلیل نمیشه سیستم مشکل داره.
سوم اینکه، اینجا حقوق نمیگیریم، مزد میگیریم، خیلی ها به امید اینکه وارد شرکت شدیم، حقوق ثابت داریم، وارد شرکت میشن.
واقعیتی که اینجا هست اینه، تا فروش نداشته باشین درآمدی ندارین. مثل این میمونه که سوپر مارکت بزنی، تا محصولا رو نفرشی، درآمدی هم نداری.
در مورد پورسانتی که از زیر مجموعه ها میگیریم هم میخوام یه شفاف سازی بکنم:
خیلیا سوال میپرسن که آیا پول پورسانت از جیب و خرید زیر مجموعه ها میاد؟ باید بگم خیر.
به عنوان مثال توی سایت، قیمت الان یک کیت رویش مو، ۲.۹۷۷ تومن هست که قیمت تولیدش ۲.۳۹۰ هست. شرکت میگه که من این ۱۰۰ درصد سود رو نمیخوام، برای اینکه انگیزه کسی که مجموعه میاره بیشتر بشه، بخشی از سود خودم رو میدم به شبکه ساز، چون زحمت کشیده، آموزش داده و ...
پس اینجا هیچ سودی از جیب زیر مجموعه کم نمیشه، بلکه از سود شرکت کم میشه.
در مورد برند هم گفته بودند که چرا خود شرکت نمیاد مثل بقیه ۴۰ تا برندی که تولید کرده، تبلیغ کنه؟
جوابش ساده اس. اول، تبلیغ کلامی ۵ برابر تاثیرش بیشتر از تبلیغ تو تلویزیون و بیلبورده. دوم، دنیا داره میره به سمت تکنولوژی، هر شرکت یا هر شغلی که با تکنولوژی ادغام نشه، تا چند سال آینده نابود میشه.
این حرف ها صرفا برای شفاف سازی و رفع ابهام بود، چون خیلی از افرادی که وارد تیم من میشن، همچین مسئله هایی دارن که باید براشون روشن و شفاف سازی بشه.
یه سوالی هم که برای خیلیا پیش میاد اینکه، فرق لدورا و نفیس با لیاتیم چیه؟
محصولات لدورا و نفیس تماما وارداتی هست و وقتی که افراد فعال شرکت بیشتر بشه، تقاضا بیشتر میشه که اینجا به مشکل میخورن.
ولی لیاتیم، شرکتی پشتش هست که بیشتر از ۱۰۰ ساله که تولید کننده اس، ۷۵ درصد لوازم آرایشی و مراقبتی بازار دست خودشه. هر چقدر هم تقاضا بیشتر بشه، پتانسیل این رو داره که تامین کنه.
امیدوارم اطلاعاتی که دادم براتون مفید بوده باشه، لطفا به خاطر اشتباه بعضی از بالاسری ها، اسم شرکت رو خراب نکنید.
متشکرم 🌹
منم نمیدونم اعتبار داره یا نه که بتونم بخندم مثل شما ولی شرکت بی اعتبار با این روش اصلا نمیتونه دووم بیاره چون اعتبار نداشته باشه نمیتونه بفروشه کیفیت شرط اول دوام آوردن است اتفاقا این نوع شرکت ها محصولاتی بسیار با کیفیت ارائه میدن چون نحوه فروش هم فرق داره تحت لیسانس رو هم خبری ندارم ....
این شرکت اگه خوبه خودش محصولاتشو بفروشه
و اصلا هم بنظر من معتبر نیس
معلوم نیس از چی پر میشه
الانم میگن تحت لیسانس سوییسه😂دروغ محض