تجربه ی ازدواج موفق:
سلام
میخواستم در مورد تجربیات خودم و اطرافیانم از ازدواج بگم
من خودم یکسالی هست عروسی گرفتم و الحمدلله زندگی خوبی دارم
ولی قبل از ازدواج از خانومم هیچ شناختی نداشتم، نه سنتی ازدواج کردم نه خیلی امروزی، یه نفر ما رو بهم معرفی کرد که جفتمونو خوب میشناخت (حدود ۱۰ سال شناخت) من قبل از ازدواج خیلی حس شدیدی نداشتم به خانومم، چون اصلا نمیشناختمشون و بعد از ۵ الی ۶ جلسه صحبت (بدور از شوخی و بذله گویی و کاملا جدی) ۲ جلسه تستای روانشناسی و مشاوره، همه چی رو کاغذ اوکی بود، ولی من و ایضا ایشون خیلی حسی نداشتیم به هم ولی میدونستیم طبق شناختها کاملا مناسب همیم
و ازدواج کردیم و کم کم اون محبته شکل گرفت (خدا وعده کرده که محبت دو طرف رو میندازه تو دل هم اگر درست ازدواج کنن)
خواستم بگم رفقای عزیزم، اصلا خودتون رو درگیر محبت و عاطفه قبل از شناخت از طرف مقابل نکنید، چون اول علاقه مند میشید و بعدش چون محبت شکل گرفته چشمتونو رو ایرادای طرف میبندید
باور کنید اگر خودتون رو خوب بشناسید، ملاکای خوب و درست داشته باشید برای ازدواج و نیت تون خوب باشه، خدا اون محبته رو میندازه تو دل تون. خیلی از رفقای منم همینطور ازدواج کردن بعد من و زندگیای خوبی دارن الحمدلله
الکی خودتون رو درگیر محبتای بی اساس و پشتوانه نکنید، پشتوانه محبت، شناخته. مثل پول که پشتوانه اش طلاس، اگر کسی و نشناسی و براش محبت خرج کنی چون وشتوانه نداره خیلی ارزش و موندگاری ام نداره (البته تو همه شرایط میشه دنبال استثنائات گشت 😉)
ممنون که وقت گذاشتید
ارادتمند.
- 😺
سلام
میخواستم در مورد تجربیات خودم و اطرافیانم از ازدواج بگم
من خودم یکسالی هست عروسی گرفتم و الحمدلله زندگی خوبی دارم
ولی قبل از ازدواج از خانومم هیچ شناختی نداشتم، نه سنتی ازدواج کردم نه خیلی امروزی، یه نفر ما رو بهم معرفی کرد که جفتمونو خوب میشناخت (حدود ۱۰ سال شناخت) من قبل از ازدواج خیلی حس شدیدی نداشتم به خانومم، چون اصلا نمیشناختمشون و بعد از ۵ الی ۶ جلسه صحبت (بدور از شوخی و بذله گویی و کاملا جدی) ۲ جلسه تستای روانشناسی و مشاوره، همه چی رو کاغذ اوکی بود، ولی من و ایضا ایشون خیلی حسی نداشتیم به هم ولی میدونستیم طبق شناختها کاملا مناسب همیم
و ازدواج کردیم و کم کم اون محبته شکل گرفت (خدا وعده کرده که محبت دو طرف رو میندازه تو دل هم اگر درست ازدواج کنن)
خواستم بگم رفقای عزیزم، اصلا خودتون رو درگیر محبت و عاطفه قبل از شناخت از طرف مقابل نکنید، چون اول علاقه مند میشید و بعدش چون محبت شکل گرفته چشمتونو رو ایرادای طرف میبندید
باور کنید اگر خودتون رو خوب بشناسید، ملاکای خوب و درست داشته باشید برای ازدواج و نیت تون خوب باشه، خدا اون محبته رو میندازه تو دل تون. خیلی از رفقای منم همینطور ازدواج کردن بعد من و زندگیای خوبی دارن الحمدلله
الکی خودتون رو درگیر محبتای بی اساس و پشتوانه نکنید، پشتوانه محبت، شناخته. مثل پول که پشتوانه اش طلاس، اگر کسی و نشناسی و براش محبت خرج کنی چون وشتوانه نداره خیلی ارزش و موندگاری ام نداره (البته تو همه شرایط میشه دنبال استثنائات گشت 😉)
ممنون که وقت گذاشتید
ارادتمند.
- 😺
تجربههای ازدواج و روابط
0
پسند
نظرات
1067 نظرچیزی ک بهت میگم دو خط از مقاله نیست
جاش نیست داستان همه شونو برات اینجا باز کنم وگرنه تعریف میکردم ،( ریشه ی همشون برمیگرده به نداشتن همدلی و درک و فهم نسبت به هم ) مثال یکی از دوستام از وقتی بچش اومده شوهرش جاشو سوا کرده چون صدای بچه اذیتش میکنه بدخواب میشه , زن و شوهر دوساله از هم جدا میخوابن و انگار دوتا همخونه شدن ، یا یکی از دوستام ک باعشق با همسرش ازدواج کرده بود و گل بلبل بودن میگفت بعده زایمان افسردگی گرفتم ازین ور هیکلم خراب شد ازین ور بچه داری و نداشتن حوصله ... میگفت دیگه حتی نمیرسم ب خودم رسیدگی کنم و بعد ها تو گوشی شوهرم دیدم که با خانومی دوست شده و صراحتا براش نوشته خانومم ب اندازه کافی برام وقت نمیذاره منم طاقت ندارم و ازین چرت و پرتا .. و هزاران هزاران مورد اینجوری و بلکه بسی بدتر
ریشه ی هردوی اینا برمیگرده ب نداشتن همدلی و درک نسبت به همسر و زندگی و فرار کردن از مسئولیتای زندگی
چون متوجه نشدم هدف جملتونو زیبا 😊😊
جدایی سخته خیلی درد آورده، مثل یه زخم عمیقیه که اصلا خوب نمیشه ولی حالا که تکلیفش با خودش و خودت مشخص نیست همون بهتر که بره