تجربه از بین بردن عرق دست :
سلام دخترم.۲۱ سالمه
چون اکثرا از عمل و چیزای مختلف حرف زدن لازم دونستم منم از تجربه ذهنی خودم بگم
از وقتی که یادمه دستام عرق میکرد. از مدرسه گرفته حتی گاها توی خونه. تا بعد از کنکورم بهش عادت داشتم اما از وقتی رفتم دانشگاه خیلی بیشتر اذیتم کرد و حس میکردم شدتش بیشتر شده. سعی میکردم بپذیرم و باهاش کنار بیام اما خیلی اذیتم میکرد و خودش یه اضطرابی رو توم به وجود میآورد. البته خودم هم مضطرب بودم. تا یه جاهایی متوجه شدم که تقریبا ارثی هست و یکی از اعضای خانوادم هم این مشکل رو داره بخاطر همین بیشتر باهاش کنار اومدم. تا اینکه توی درس فیزیولوژی با سیستم سمپاتیک اشنا شدم که در صورت وجود خطر فعال میشه و تعریق و ضربان قلب رو بالا میبره. یکم که گذشت دو کتاب (بدن فراموش نمیکند) و (وقتی بدن نه میگوید) رو خوندم و متوجه شدم که چقدر اضطراب روی بدن میتونه اثر بذاره و خودش یه تهدیدی برای سیستم سمپاتیک هست. بخاطر همین کم کم شروع کردم به تمرین تا ضربان قلبم بالا نره. مثلا اگه دغدغه فردام باعث میشد ضربان قلبم بالا بره اون رو تو دفترم مینوشتم و دیگه بهش فکر نمیکردم. یا هربار حس میکردم دستام داره عرق میکرده سعی میکردم ۵ چیزی که میبینم و ۴ چیزی که لمس میکنم و ۳ چیزی که میشنوم رو بهش توجه کنم. یا وقتایی که دستام عرق میکرد یا متوجه استرسی میشدم دستام رو مشت میکردم و فشار میدادم تا اینچوری استرسم تخلیه بشه. دیگه سعی کردم بیشتر توی زمان حال زندگی کنم و این هم خیلی اثرگذار بود. اما به نظرم بخش بزرگیش هم با پذیرش صورت میگیره. من بعد از یه مدت پذیرفتم که این ویژگی در من هست و من صرفا میتونم کنترلش کنم نه اینکه کاملا از بین ببرمش و اینجوری خیلی ارامش بیشتری دارید و الان با گذشت تقریبا نه ماه میتونم بگم شدت تعریق دستم یک سوم شده و حتی مواقعی که جای جدیدی میرم یا تجربه جدیدی دارم دستام عرق نمیکنه. البته تکنیک هایی مثل ذهن اگاهی و مدیتیشن هم میتونه موثر باشه ولی من انجامش ندادم.
- 🩵
سلام دخترم.۲۱ سالمه
چون اکثرا از عمل و چیزای مختلف حرف زدن لازم دونستم منم از تجربه ذهنی خودم بگم
از وقتی که یادمه دستام عرق میکرد. از مدرسه گرفته حتی گاها توی خونه. تا بعد از کنکورم بهش عادت داشتم اما از وقتی رفتم دانشگاه خیلی بیشتر اذیتم کرد و حس میکردم شدتش بیشتر شده. سعی میکردم بپذیرم و باهاش کنار بیام اما خیلی اذیتم میکرد و خودش یه اضطرابی رو توم به وجود میآورد. البته خودم هم مضطرب بودم. تا یه جاهایی متوجه شدم که تقریبا ارثی هست و یکی از اعضای خانوادم هم این مشکل رو داره بخاطر همین بیشتر باهاش کنار اومدم. تا اینکه توی درس فیزیولوژی با سیستم سمپاتیک اشنا شدم که در صورت وجود خطر فعال میشه و تعریق و ضربان قلب رو بالا میبره. یکم که گذشت دو کتاب (بدن فراموش نمیکند) و (وقتی بدن نه میگوید) رو خوندم و متوجه شدم که چقدر اضطراب روی بدن میتونه اثر بذاره و خودش یه تهدیدی برای سیستم سمپاتیک هست. بخاطر همین کم کم شروع کردم به تمرین تا ضربان قلبم بالا نره. مثلا اگه دغدغه فردام باعث میشد ضربان قلبم بالا بره اون رو تو دفترم مینوشتم و دیگه بهش فکر نمیکردم. یا هربار حس میکردم دستام داره عرق میکرده سعی میکردم ۵ چیزی که میبینم و ۴ چیزی که لمس میکنم و ۳ چیزی که میشنوم رو بهش توجه کنم. یا وقتایی که دستام عرق میکرد یا متوجه استرسی میشدم دستام رو مشت میکردم و فشار میدادم تا اینچوری استرسم تخلیه بشه. دیگه سعی کردم بیشتر توی زمان حال زندگی کنم و این هم خیلی اثرگذار بود. اما به نظرم بخش بزرگیش هم با پذیرش صورت میگیره. من بعد از یه مدت پذیرفتم که این ویژگی در من هست و من صرفا میتونم کنترلش کنم نه اینکه کاملا از بین ببرمش و اینجوری خیلی ارامش بیشتری دارید و الان با گذشت تقریبا نه ماه میتونم بگم شدت تعریق دستم یک سوم شده و حتی مواقعی که جای جدیدی میرم یا تجربه جدیدی دارم دستام عرق نمیکنه. البته تکنیک هایی مثل ذهن اگاهی و مدیتیشن هم میتونه موثر باشه ولی من انجامش ندادم.
- 🩵
تجربههای درمان عرقکردن
0
پسند
نظرات
327 نظریک شب بیمارستان بودم من بعدش مرخص شدم
خیلی زودم میتونی کارای روزمره رو انجام بدی
جای زخم و لخیه هم مثلا من الان با اینکه ترمیم کننده هم استفاده نکردم، فقط دوتا بخیه کوچولو زیر سینه و دوتاهم زیر بغل دارم که خیلیییی کوچیکن و زیاد پیدا نیست اصن جاشون
کجا درد میگیره
یادمه چندتاشون از شهرای دیگه اومده بودن پیشش برا عمل
فقط نمیدونم عملش چقدر طول میکشه
چن روز درگیر بیمارستان و اینام و چقدر سخته