تجربه عمل کیسه صفرا :
سلام من دخترم ۲۲سالمه،اول از دردش میگم که اگه سراغ کسی آمد بفهمه چیه چون دردش واقعا عجیبه،اول انگار معده درد داری و معدت سنگینه ولی کم کم دردش میزنه به کلیه هات و پشتش و دردش جوریه ک حتی نفس کشیدنم سخته همراه با حالت تهوع، خلاصه با زور رفتم اورژانس بیمارستان مورفین تزریق کردن فرستادنم برای سنوگرافی،و تشخیص دادن صفرام فقط عفونت کرده یعنی سنگی چیزی نداره، دو روز به دلیل اینکه بیمارستان جا نداشت تو بخش اورژانس بستری بودم مایعجات میدادن بهم با کلی تزریق چرخ خشک کن،که اثریم نداشت در نهایت گفتن باید عمل شم که کلا برشدارن عملشم دو نوعه،یکی اینکه اون قسمت کلا بشکافن وردارن،یکی دیگ دو سه سوراخ باز میکنن و از اون سوراخا صفرارو جدا میکنن برمیدارن، مال من دومی بود خودم انتخاب کردم ک رد بخیه زیاد نمونه،رفتم اتاق عمل جدا از این که وسط عمل به اندازه ۵دقیقه به هوش آمدم و درد سوراخ کردن شکممو توسط تیغ جراحی میفهمیدم ولی از نظر جسمی انگار فلج بودم و هیچ واکنشی نمی تونم نشون بودم که اونا بفهمن من بیدارم ولی خلاصه بعد از درد کشیدن به صورت زنده فهمیدن و باز بی هوشم کردن،بعد تموم شدن عمل تو اتاق ریکاوری از شدت درد به هوش آمدم(جز عمل های سخت ودردناک به حساب میاد🥲)،من تحمل دردم بالاس ولی از شدت درد گریه میکردم و مسکنا روم اثر نداشت و اجازه ام نداشتن دوزشو ببرن بالا،بردنم بخش و باید جابه جا میشدم رو تخت اتاق،و من تازه اونجا متوجه شدم ک ۳۰سانت لوله داخل شکمم کردن که یک کیسه تهش ازش اویزونه و با کوچکترین تکون بدنم،اون از داخل تکون میخورد و درد خیلی بدی داشت یک هفته اونو تحمل کردم(به خاطر اینکه چرک و لخته های خون خارج بشه)،واقعا شب به شدت سختی بود و این نوع عملی که من انتخاب کردم این جوری بود ک تو صاف صاف نمی تونی بخوابی چون یک گازی به شکمت تزریق میکنن تا وقتی اون گازه از بدنت خارج نشه کامل،با هربار دراز کشیدن شونه سمت چپت تیر و درد بدی میکشه تقریبا ۳الی۴روز زمان میبره گاز کاملا خارج بشه،می تونم بگم شرایط بسیار سختیو پشت سر گذاشتم و امیدوارم کسی نیاز به این عمل پیدا نکنه.
- 💦
سلام من دخترم ۲۲سالمه،اول از دردش میگم که اگه سراغ کسی آمد بفهمه چیه چون دردش واقعا عجیبه،اول انگار معده درد داری و معدت سنگینه ولی کم کم دردش میزنه به کلیه هات و پشتش و دردش جوریه ک حتی نفس کشیدنم سخته همراه با حالت تهوع، خلاصه با زور رفتم اورژانس بیمارستان مورفین تزریق کردن فرستادنم برای سنوگرافی،و تشخیص دادن صفرام فقط عفونت کرده یعنی سنگی چیزی نداره، دو روز به دلیل اینکه بیمارستان جا نداشت تو بخش اورژانس بستری بودم مایعجات میدادن بهم با کلی تزریق چرخ خشک کن،که اثریم نداشت در نهایت گفتن باید عمل شم که کلا برشدارن عملشم دو نوعه،یکی اینکه اون قسمت کلا بشکافن وردارن،یکی دیگ دو سه سوراخ باز میکنن و از اون سوراخا صفرارو جدا میکنن برمیدارن، مال من دومی بود خودم انتخاب کردم ک رد بخیه زیاد نمونه،رفتم اتاق عمل جدا از این که وسط عمل به اندازه ۵دقیقه به هوش آمدم و درد سوراخ کردن شکممو توسط تیغ جراحی میفهمیدم ولی از نظر جسمی انگار فلج بودم و هیچ واکنشی نمی تونم نشون بودم که اونا بفهمن من بیدارم ولی خلاصه بعد از درد کشیدن به صورت زنده فهمیدن و باز بی هوشم کردن،بعد تموم شدن عمل تو اتاق ریکاوری از شدت درد به هوش آمدم(جز عمل های سخت ودردناک به حساب میاد🥲)،من تحمل دردم بالاس ولی از شدت درد گریه میکردم و مسکنا روم اثر نداشت و اجازه ام نداشتن دوزشو ببرن بالا،بردنم بخش و باید جابه جا میشدم رو تخت اتاق،و من تازه اونجا متوجه شدم ک ۳۰سانت لوله داخل شکمم کردن که یک کیسه تهش ازش اویزونه و با کوچکترین تکون بدنم،اون از داخل تکون میخورد و درد خیلی بدی داشت یک هفته اونو تحمل کردم(به خاطر اینکه چرک و لخته های خون خارج بشه)،واقعا شب به شدت سختی بود و این نوع عملی که من انتخاب کردم این جوری بود ک تو صاف صاف نمی تونی بخوابی چون یک گازی به شکمت تزریق میکنن تا وقتی اون گازه از بدنت خارج نشه کامل،با هربار دراز کشیدن شونه سمت چپت تیر و درد بدی میکشه تقریبا ۳الی۴روز زمان میبره گاز کاملا خارج بشه،می تونم بگم شرایط بسیار سختیو پشت سر گذاشتم و امیدوارم کسی نیاز به این عمل پیدا نکنه.
- 💦
تجربههای پزشکی و درمانی
0
پسند
نظرات
286 نظرشبی که درد صفرا داشت
زن برادرم هم میخواست زایمان کنه
انگار دو تا زائو با هم داشتیم تو خونه برای یکی دو ساعت قیامت بود خونمون
فردام هر دو رو تو یه بیمارستان عمل کردیم
یکی بچه زایید یکی کیسه صفرا😂
ان شاءالله که موفق بااشید🙏
سعی کنید از ترم سوم یک مدرسه بدون حقوق کار کنید که موقع اتمامش مشغول به کاربشید
ده روز بعد زایمان باز همین درد اومد خیلی وحشتناک اینبار یکسره دستشویی انقدر بالا اوردم ک اخرش سیاه بالا اوردم رفتم بیمارستان با درد شدید انقدر ک دیگه رو ویلچر نشستم بهم هیچ مسکنی نزدن چون گفتن ممکنه خونریزی معده باشه
۲۴ ساعت درد کشیدم ک دیگه بیهوش شدم گمونم یک هفته ازم سونو.. عکس اندوسکوپی روزی ۵ بار ازمایش هر کاری بگی کردن ک تازه بعد ۵ روز تشخیص سنگ دادن
چون سنگه حرکت کرده بود زده بود پانکراسم زخم کرده بود دچار پانکراتیت حاد شدم و در حال درمان پانکراسم بودن
کبدم هم همه انزیماش رفته بود بالا
دو هفته بستری بود فقط سرم تراپی میکردن انقدر ک پلاکت خونم افتاد گفتن اگه یکی دیگه بیاد پایین باید خون بزنی
از اسکن نگم ک دارویی ک بهم زدن واکنش شدید دادم انقدر ک تب لرز شدید گرفتم و رو تخت مثل شوک ک ب ادم میدن بالا پایین میشدم با چندتا امپول بعد یکساعت اروم شدم
ب زور دکتر پیدا کردم ک عمل کنه
چون سزارین بودم میگفتن تا ۶ هفته نگذره عمل نمیکنیم
ولی عملش برام راحت بود یا شاید چون قبلش اونقدر دردهای وحشتناک کشیدم عمله ساده بود برام دیگه چون با ی شکم پاره و دردهای مختلف دیگه اون چیزی نبود برام
برامم درن نذاشتن
خداروشکر عملش خوب بود
و من هنوزم فوبیای اینو دارم تا یکم معده و پشت شونه ام درد میگیره میگم نکنه باز شروع شد
منم همینقدر اذیت شدم فقط وسط جراحی به هوش نیومدم
درد های واقعی گوارش اینجوره که شما با تمام وجود زندگی خوبی که داری دلت میخواد خودکشی کنی یا همون لحظه بمیری
تازه میخوام از نیمسال دوم پیام نور ثبت نام کنم برای گرفتن لیسانس
وایی انگار ک دکتر و بیمارستانخوبی نداشتی
اگه برای سال دیگه میخواید
حتما بعد عید ۱۴۰۶ اقدام کنید
مدارس سر بزنید
اگه سابقه داشته باشید
خیلی خوبه
ممنونم