تجربه درخواستی :
سلام دوستان وقتتون بخیر
کسی در مورد دستیاری دندون پزشکی تجربه ای داره؟
مدرک و استخدام و ارتقا دادن بعد از دیدن دوره...
ممنون میشم اگه تجربه دارید به اشتراک بذارید.
(تجربههای درخواستی رو
تو دایرکت چنل بفرستین)
- ❤️
سلام دوستان وقتتون بخیر
کسی در مورد دستیاری دندون پزشکی تجربه ای داره؟
مدرک و استخدام و ارتقا دادن بعد از دیدن دوره...
ممنون میشم اگه تجربه دارید به اشتراک بذارید.
(تجربههای درخواستی رو
تو دایرکت چنل بفرستین)
- ❤️
تجربههای حرفهای
0
پسند
نظرات
526 نظرتو حوزه مدیریت هم اغلب مدیران مؤسسات نشر و رسانهای تحت نفوذ و فشار نهادهای اطلاعاتی و نظامی انتخاب میشن. مجوزهای انتشار معمولا به افراد وابسته به ساختار قدرت مثل مقامات سابق امنیتی یا نزدیکان مسئولان ارشد اعطا میشه. تو این نظام معیار اصلی برای واگذاری امتیاز و مسئولیت وفاداری سیاسی هست نه تخصص حرفهای و این الگو در همه انواع نشریات حتی نشریات تخصصی و علمی دیده میشه
روایت انقلابی گری جمهوری اسلامی و همکاری با چپ جهانی و شیعیان پاکستانی و افغانی:
جمهوری اسلامی بعد از چندین دهه همچنان خودشو انقلابی معرفی میکنه و این روایت انقلابیگری به دلایل مختلف در تبلیغات حکومتی تکرار میشه
۱. توجیه اقدامات و فرار از پاسخگویی:
حکومت مستقر با استفاده از عنوان انقلابی و پاسداری از انقلاب و خون شهدا هر اقدام خودش رو توجیه میکنه و از پاسخگویی به مردم فرار میکنه. رهبر و نظام بهعنوان رهبر و انقلاب معرفی میشن تا هرنوع اقدام حتی قربانی کردن اهداف و حقوق قابل توجیه شه. این الگو باعث میشه که سرکوب و محدود کردن آزادیها بهعنوان امری طبیعی و انقلابی جلوه داده شه
۲. جلب توجه گروههای خارجی و هماهنگی ایدئولوژیک:
رژیم با معرفی خودش بهعنوان ضد وضعیت موجود منطقهای و جهانی تلاش میکنه جریانهای شیعه و همراستا با ایدئولوژی خودش رو جذب کنه بعضی شیعیان پاکستانی و افغانی و عراقی به استخدام سپاه درمیان. جمهوری اسلامی خودش رو بهعنوان نماینده این جریانها و گروهها معرفی میکنه
۳. بازاریابی انقلابیگری در سطح جهانی:
انقلاب بهعنوان یک کالای ایدئولوژیک و تبلیغاتی عرضه میشه و حتی افراد و گروههای خارج از ایران میتونند اون رو خریداری کنند. عکسهای فیدل کاسترو و چه گوارا در خوابگاهها در آمریکا و شعارهای انقلابی برنی سندرز در انتخابات. این مفهوم کالایی و قابل خرید باعث میشه که انقلابی بودن رهبران مختلف مثل خامنهای مادورو و کیم جونگ اون هم قابل تبلیغ و مشروعیت بخشی شه
۴. وارونگی مفهوم انقلاب و عقلانیت:
دستگاه تبلیغاتی حکومت انقلابیگری رو بهطوری نشون میده که آنارشیسم هنجاری و سرکوب و سوءاستفاده از قدرت عقلانیت و خردورزی جلوه داده شه در صورتی که انقلاب واقعی باید مبتنی بر عقلانیت و برنامهریزی و توجه به مصالح کوتاهمدت و بلندمدت کشور باشه
تو رسانه های جمهوری اسلامی امنیت تنها در شرایطی امکان پذیر هست که شریعت پذیرفته شه:
دستگاه تبلیغاتی حکومت مدام به مردم میگه برای داشتن امنیت باید بیچون و چرا دستورات شریعت و تفسیر روحانیت حاکم رو بپذیرید. در حوادثی مثل تجاوز به دختران در اصفهان قربانیان به دلیل عدم رعایت شریعت سرزنش شدن و حجاب و جداسازی زنان بهعنوان راه حفاظت از مردان هرزه توجیه میشه نه مسئولیت حکومت برای تأمین امنیت زنان. در این نظام مقابله با نقض امنیت عمدتا با مجازاتهای شدید مثل اعدام صورت میگیره نه حمایت واقعی از قربانی
هماهنگی و همکامی جمهوری اسلامی با چپ جهانی:
دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی تلاش میکنه با چپهای اروپایی و آمریکایی هماهنگ باشه تا در عرصه بینالمللی و میان اپوزیسیون چپ و اسلامگرا همراهانی پیدا کنه. بهجای مقابله مستقیم با غرب تمرکز بر انتقاد از رهبران خاص مثل ترامپ هست تا چپهای غربی خوشحال شن و همزمان دموکراسی رو نامشروع جلوه بدن. دخالتهای خارجی رژیم مثل حضور در سوریه مقاومت نامیده میشه تا با دیدگاه ضد مداخله چپ غربی همخوانی داشته باشه. این هماهنگی باعث شده جریانهای چپ ضدآمریکایی و اسلامگراها که با بعضی سیاستهای خامنهای مخالفان اما نظام رو به آزادی سرمایهداری ترجیح میدن مواضع رژیم رو در برابر تحریمها و تهدیدهای غربی حمایت کنند. سیاست هویتگرای چپ و حاشیه رفتن موضوعاتی مثل حقوق زنان و حقوق بشر همکاری اونها با تبلیغات رژیم رو آسون کرده. حتی شخصیتهای چپ غربی و نمایندگان رژیم مثل لینا سرسور و محمد علی الهی دیدگاههای مشابهی درباره حجاب و نقش زنان دارن
جنگ طلب معرفی کردن مخالفین:
دستگاه تبلیغاتی هر فرد یا گروهی رو که خواهان فشار خارجی و تحریم یا محدود کردن قدرت سیاسی و اقتصادی و نظامی رژیم باشه جنگطلب معرفی میکند. از این نگاه حتی مخالفان اسرائیل یا منتقدان سیاستهای خشونتآمیز اون هم در صورتی که با مقامات غربی تعامل کنند جنگطلبان. در مقابل حمایت از بشار اسد و اقدامات مقاومتی رژیم ارزشمند و مشروع تلقی میشه در حالی که هرگونه نزدیکی با اسرائیل خیانت و تهدید علیه کشور معرفی میشه. این رویکرد تبلیغاتی با دیدگاه جریان چپ ضدآمریکایی هم همراستا ست
کارکرد رسانه و عدم رعایت اصل کارکرد توسط جمهوری اسلامی:
رسانه سه کارکرد داره: اطلاعرسانی و سرگرمی و آموزش
نهادهایی که تو ایران رسانه نامیده میشن این سه کارکرد رو یا انجام نمیدن یا دستکاری شده انجام میدن. ممکنه خبری بدن برنامهای سرگرمکننده پخش کنند یا آموزشی ارائه بدن اما این فعالیتها زیر سایه سانسور و جهتدهی ایدئولوژیک قرار داره. وقتی فیلمی از تلویزیون پخش میشه سانسور میشه. مسابقه فوتبال پخش میشه و تماشاگرها سانسور میشن وسط برنامه اذان میاد و تفسیرهای جهتدار تا جایی که معنی پخش مسابقه مخدوش میشه. آموزش هم یا کاملا ایدئولوژیکه یا بهشدت با ایدئولوژی درآمیخته ست. حاکمیت حتی از طریق مدارس و دانشگاهها روایت رسمی خودش از دین و علوم اجتماعی رو تثبیت میکنه و خیلی از مقامات سیاسی و امنیتی و نظامی در جایگاه استاد دانشگاه حضور دارن
از نظر مالی هم تقریبا هیچ رسانهای تو جمهوری اسلامی نیست که مستقیم یا غیرمستقیم از بودجه و منابع دولتی بهرهمند نباشه. اونایی که ظاهرا خصوصیان از یارانه کاغذ و آگهیهای دولتی و امکانات چاپ و توزیع یا کمکهای نهادهای رسمی استفاده میکنند. این حمایتها رایگان و بیچشمداشت نیست در برابر کارکرد تبلیغاتی و رعایت خطوط قرمز داده میشه. اگر رسانهای از این چارچوب تخطی کنه بسته میشه. بنابراین با چنین وابستگی ساختاری و مالی چیزی که وجود داره ابزارهای تبلیغاتیان نه رسانههای مستقل
محتوای رسانههای جمهوری اسلامی:
چیزی که تو ایران رسانه نامیده میشه بهدلیل چند عامل ساختاری عملا به تبلیغات صرف تبدیل شده
اول
غربستیزی و سیاهنمایی مستمر از کشورهای غربی هست
تو این چارچوب هر خبر مثبتی درباره غرب حذف و تنها جنبههای منفی برجسته میشه. در مقابل چیزی که داخل کشور رخ میده سفیدنمایی میشه انگار همهچیز خوبه و نارضایتی یا سرکوب وجود نداره. این دوگانه غرب فاسد و داخل مطلوب اساس روایت رسمی رو میسازه
دوم
حمایت تبلیغاتی از سیاستهای منطقهای و نظامی جمهوری اسلامی
برای نمونه در ماجرای سوریه همه مخالفان حکومت اسد تروریست نامیده شدن و سالها خبر از کشته شدن هزاران تروریست منتشر شد بدون اینکه تصویری پیچیدهتر یا متکثرتر از واقعیت ارائه شه. این نوع روایت بیشتر توجیهگر سیاست رسمی هست تا اطلاعرسان
سوم
خودداری از انتشار بخشی از اخبار با این توجیه که ممکنه مورد سوءاستفاده مخالفان قرار بگیره
مسئولان رسانههای دولتی بارها گفتن که بعضی از مطالب رو عمدا علنی نمیکنند. در نتیجه اولویت نه آگاهسازی مردم بلکه حفظ ملاحظات سیاسی هست و رسانه عملا به روابط عمومی حاکمیت بدل میشه
چهارم
وجود سازوکارهای گسترده سانسور و خودسانسوری:
ممنوعالقلم و ممنوعالتصویر و ممنوعالسخنرانی و فهرستهای سیاه متعدد. این ابزارها برای مهندسی محتوا و کنترل فضای عمومی به کار میرن. بنابراین اگر هم خبری منتشر شه در چارچوبی محدود و کنترلشده هست. اگر بعضی مردم هنوز از این منابع خبر میگیرن، به این دلیل هست که یاد گرفتن میان سطور بخونند نه به این دلیل که این نهادها رسانههای مستقلان
مدیریت و سازمان رسانه ها توسط جمهوری اسلامی:
تو جمهوری اسلامی ایران ساختار رسانهها بهطوری طراحی شده که یا مستقیما دولتی و حکومتیان یا برای فعالیت ناچار به دریافت مجوز از نهادهای رسمی هستن. رادیو و تلویزیون کاملا در انحصار دولته و امکان فعالیت مستقل در این حوزه وجود نداره. بخش کتاب و مطبوعات هم اگرچه ناشران و نشریات خصوصی حضور دارن اما آزادی عمل اونها محدوده. نشریات قبل از شروع انتشار باید فهرست همکارای خودشون رو به نهادهای امنیتی ارائه بدن و در صورت وجود نام افراد در فهرستهای ممنوعه از همکاری اونها جلوگیری میشه. علاوه بر این روزنامهنگارها و فعالان رسانهای بهویژه کسایی که غیرخودی تلقی میشن با احضار و هشدار و فشار نهادهای امنیتی مواجهان