تجربه درخواستی :
سلام شبتون بخیر، من بیست سالمه دخترم قیافه ام زشت نیست ولی نمیدونم چرا هیچکس تا الان ازمن خوشش نیومده و هیچوقت هیچ درخواستی نداشتم واسه آشنایی و این داستانا میخواستم بدونم کسی تجربه داره ؟ مشکل دقیقا از کجاست توی جامعه حضور دارم رفتارم خشک و سرد نیست ولی بازم هیچوقت درخواستی واسه آشنایی نداشتم.
(تجربههای درخواستی رو
تو دایرکت چنل بفرستین)
- 🌸
سلام شبتون بخیر، من بیست سالمه دخترم قیافه ام زشت نیست ولی نمیدونم چرا هیچکس تا الان ازمن خوشش نیومده و هیچوقت هیچ درخواستی نداشتم واسه آشنایی و این داستانا میخواستم بدونم کسی تجربه داره ؟ مشکل دقیقا از کجاست توی جامعه حضور دارم رفتارم خشک و سرد نیست ولی بازم هیچوقت درخواستی واسه آشنایی نداشتم.
(تجربههای درخواستی رو
تو دایرکت چنل بفرستین)
- 🌸
تجارب نود دادن و ندادن
0
پسند
نظرات
2108 نظربعد من ۱۴ سالم بود از اون بچه های بازیگوش بودم
آقا خلاصه چندتا از بچه های فامیل رو جمع کردم رفتیم تو کوه ها
حدود ساعت ۱۱ شب بود
بعد خونه های روستایی کلا از هم. فاصله دارن و پراکنده آن
بعد عید بود هی میرفتیم زیر درخت های کُنار که ببینیم چیزی دارن یا نه
همینجور که هی میگشتیم یهو من بالای یه خونه یه بز دیدم روی پشت بوم
آقا به همه گفتم نگا کنید بز
همینکه اینو گفتم بز مثل انسان بلند شد و ایستاد
چهره ای ندیدم فقط دیدم مث انسان بود
بعد فقط جیغ کشیدیم و فرار
رفتم به مامانم گفتم گف بز بوده یهو پریده رو پاهاش فک کردی انسانه
خلاصه باور نکرد ولی من دوباره رفتم که ببینمش
ولی فقط کل این ماجراها ده دیقه طول کشید ولی دیگه هیچ بزی روی پشت بوم نبود
رفتم باز به مامانم گفتم گف حتما صاحبش بردش ولی اولا که اصن بز روی پشت بوم نمیزارن که بعد بخوان ببرنش
بعد که تحقیق کردم فهمیدم اسم جنش مرد آزما هستش و به مردها گیر میده واسه همین کاری به من نداشت