تجربه ازدواج نکردن :
یه تجربه دیدم از دختری که ۲۷ سالش بود و از ازدواج نکردن و پشیمونیش گفته بود خواستم منم صرفا تجربه و دیدگاه زندگیم رو بگم این نسخه برا همه نیست
منم چندوقت دیگه ۲۶ سالم میشه ازدواجم نکردم حتی رابطه عاطفی جدی هم نداشتم همه خواستگارام رو تو سن پایین رد کردم چون آمادگی و بلوغ کافی رو نداشتم اما الان کم کم اون آمادگی رو دارم حس میکنم و میخوام ازدواج کنم البته گاهی حس پوچی هست، حس تنهایی هست ولی به این معنی نیست که بخاطر اینا حاضر باشم ندیده و نشناخته با هر آدمی که از راه رسید ازدواج کنم یا بگم برا چیزی دیر شده صرفا چون الان آمادگی روانیش رو دارم میخوام ازدواج کنم حالا شاید یکی تو ۲۰ سالگی این آمادگي رو داشته باشه یکی تو ۴۰ سالگی
کلا هرکس مسیر زندگی خودش رو داره من الان هم دوستای مجرد دارم هم متاهل هر دو دسته دارن از چیزی که ندارن مینالن چه اونی که با عشق ازدواج کرده چه اونی که برا پول ازدواج کرده چه اونی که تا حالا حتی یه دوس پسرم نداشته چه اونی که صدتا رابطه داشته هرکدوم به نوعی از وضعیت ناراضین و مشکلات زندگی رو نمیتونن کنترل کنن ولی خب زندگی همینه دیگه شما تو هر مسیری بری سختیای خودشو داره
در آخر حس کردم اون خانوم ۲۷ ساله از اینور بوم افتاده بود بعضیا تو کامنتا از اونور بوم
بچه ها یه چیزی رو نباید یادمون بره شغل و درآمد خوب میتونه برا یه عده دستاورد باشه، ازدواج با یه آدم مناسب که باعث شادی و رشد بشه هم برا یه عده دیگه دستاورده هیچ خوب و بد مطلقی وجود نداره
نه ازدواج کردن نه ازدواج نکردن اونقدرا خوب یا اونقدرا بد نیست فقط تنها چیزی که آدمها رو از زندگی ناامید میکنه مقایسه کردن وضعیت درونی خودشون با وضعیت بیرونی بقیست
سعی کنید تو هر وضعیتی هستید خودتون رو اولویت قرار بدید و بپرسید واقعا از زندگی چی میخواید نذارید تو زندگی حسرت چیزی به دلتون بمونه با خودتون نگید نه بخاطر فلان موقعیت دیگه زندگی من تباه شد تو هر موقعیتی تاکید میکنم هررر موقعیتی راهی برا تغییر وضعیت هست
شما نمیتونید برگردید عقب و شروع جدیدی بسازید اما از الان میتونید مسیر رو اصلاح کنید و پایان جدیدی رقم بزنید
موفق باشید^-^.
- 💙
یه تجربه دیدم از دختری که ۲۷ سالش بود و از ازدواج نکردن و پشیمونیش گفته بود خواستم منم صرفا تجربه و دیدگاه زندگیم رو بگم این نسخه برا همه نیست
منم چندوقت دیگه ۲۶ سالم میشه ازدواجم نکردم حتی رابطه عاطفی جدی هم نداشتم همه خواستگارام رو تو سن پایین رد کردم چون آمادگی و بلوغ کافی رو نداشتم اما الان کم کم اون آمادگی رو دارم حس میکنم و میخوام ازدواج کنم البته گاهی حس پوچی هست، حس تنهایی هست ولی به این معنی نیست که بخاطر اینا حاضر باشم ندیده و نشناخته با هر آدمی که از راه رسید ازدواج کنم یا بگم برا چیزی دیر شده صرفا چون الان آمادگی روانیش رو دارم میخوام ازدواج کنم حالا شاید یکی تو ۲۰ سالگی این آمادگي رو داشته باشه یکی تو ۴۰ سالگی
کلا هرکس مسیر زندگی خودش رو داره من الان هم دوستای مجرد دارم هم متاهل هر دو دسته دارن از چیزی که ندارن مینالن چه اونی که با عشق ازدواج کرده چه اونی که برا پول ازدواج کرده چه اونی که تا حالا حتی یه دوس پسرم نداشته چه اونی که صدتا رابطه داشته هرکدوم به نوعی از وضعیت ناراضین و مشکلات زندگی رو نمیتونن کنترل کنن ولی خب زندگی همینه دیگه شما تو هر مسیری بری سختیای خودشو داره
در آخر حس کردم اون خانوم ۲۷ ساله از اینور بوم افتاده بود بعضیا تو کامنتا از اونور بوم
بچه ها یه چیزی رو نباید یادمون بره شغل و درآمد خوب میتونه برا یه عده دستاورد باشه، ازدواج با یه آدم مناسب که باعث شادی و رشد بشه هم برا یه عده دیگه دستاورده هیچ خوب و بد مطلقی وجود نداره
نه ازدواج کردن نه ازدواج نکردن اونقدرا خوب یا اونقدرا بد نیست فقط تنها چیزی که آدمها رو از زندگی ناامید میکنه مقایسه کردن وضعیت درونی خودشون با وضعیت بیرونی بقیست
سعی کنید تو هر وضعیتی هستید خودتون رو اولویت قرار بدید و بپرسید واقعا از زندگی چی میخواید نذارید تو زندگی حسرت چیزی به دلتون بمونه با خودتون نگید نه بخاطر فلان موقعیت دیگه زندگی من تباه شد تو هر موقعیتی تاکید میکنم هررر موقعیتی راهی برا تغییر وضعیت هست
شما نمیتونید برگردید عقب و شروع جدیدی بسازید اما از الان میتونید مسیر رو اصلاح کنید و پایان جدیدی رقم بزنید
موفق باشید^-^.
- 💙
تجربههای ازدواج و روابط
0
پسند
نظرات
1027 نظرتنها که نیستم پدر مادرمم هستن ولی خب همه مسئولیتها رو رو دوش منه با وجود مریضی و کهولت سنشون واقعاا شرایط سختیه
خاله من میخاد ناز کنه دیر جواب بده برای خاستگاره ولی کیه که ناز بخره میگن دختر 20ساله نیستی که
و اینکه اکثر خاستگاراش بچه دارن دیگه اون دوران 20سالگیش بود که پسر میومد خاستگاریش اون موقع رد کرد الانم اینطوری
بعد هرکی هم میاد خاستگاریش دیگه خوصله ریخت و پاش جشن مفصل اینا ندارن میگن بریم محضر و ی جشن خودمونی بگیریم بعد بریم خونمون
تو هرچقدر هم متین و با اصالت و تحصیل کرده باشی و با کلی احساس زمانی که با فردی ازدواج میکنی در ظاهر همه چی اوکی و متعهد یعنی همه خوب نشون میدن دقیقاً عین هندونه در بسته بعدا میفهمی نه از این خبرا نیست اینو منی میگم که رکب خوردم و واقعاً گاهی طلاق جبران همه چیز نیست که بیایی و دوباره بسازی بازم با هندونه در بسته دیگه!!!