تجربه طلاق :
من سی و نه سالمه و شیش هفت ماهی بود که نامزد کرده بودم اما دلش رو نداشتم برم سر خونه زندگیم چون اوایل نامزدی متوجه خیانت شوهرم شدم.اینجوری که یه روز بهم زنگ زد وگفت ازش شکایت کردن.
اولش طفره رفت که علت شکایت رو بگه ولی بعد با کلی اصرار وخواهش فهمیدم همزمان که با من نامزد بوده ،با یه دختری در ارتباط بوده و چون اون دختره بهش خیانت کرده،اینم ازش سواستفاده کرده و ولش کرده
دختره هم به جرم تجاوز جنسی ازش شکایت کرده...
من بعد شنیدن این ماجرا دچار شوک خیلی بدی شدم اونقدر که دچار زخم اثنی عشر شدم و تا الان از لحاظ روحی بسیار داغونم.نامزدم خیلی ابراز پشیمونی میکرد و به پام میفتاد که در چنین شرایطی ترکش نکنم .منمنه از روی محبت بلکه از روی انسان دوستی موندم و کمک کردم تا وکیل بگیره وکارش به دادگاه و زندان نکشه.
خلاصه مشکلش حل شد ومن موضوع رو با خانوادم در جریان گذاشتم ودرخواست طلاق دادم
۱۱۴ سکه مهریه م بود که نصفش رو گرفتم و برام قسط بندی کردن
الان جدا شدم و اون ماه به ماه مهریه منو پرداخت میکنه هر چند برای اون چیزی نیست مهریه من ولی من تا عمر دارم نمیتونم به هیچکی اعتماد کنم و از لحاظ روحی وجسمی داغون شدم و هفته ای نیست که کابوس نبینم
بخصو ص اینکه بعدش فهمیدم نامزدم بعد از تموم شدن روند دادگاه و تحمل اونهمه فشار روحی روانی،دوباره به اون دختره پیام داده و گفته فراموشش نکرده و دوستش داره
خواستم بگم اینجوراس که بعضی خانمها از روی دل خنک کنی مهریه میگیرن چون واقعا چیزهایی از دست میدن که غیر قابل برگشته مثل سلامتی،شادی وحال خوب.
- ❤️
من سی و نه سالمه و شیش هفت ماهی بود که نامزد کرده بودم اما دلش رو نداشتم برم سر خونه زندگیم چون اوایل نامزدی متوجه خیانت شوهرم شدم.اینجوری که یه روز بهم زنگ زد وگفت ازش شکایت کردن.
اولش طفره رفت که علت شکایت رو بگه ولی بعد با کلی اصرار وخواهش فهمیدم همزمان که با من نامزد بوده ،با یه دختری در ارتباط بوده و چون اون دختره بهش خیانت کرده،اینم ازش سواستفاده کرده و ولش کرده
دختره هم به جرم تجاوز جنسی ازش شکایت کرده...
من بعد شنیدن این ماجرا دچار شوک خیلی بدی شدم اونقدر که دچار زخم اثنی عشر شدم و تا الان از لحاظ روحی بسیار داغونم.نامزدم خیلی ابراز پشیمونی میکرد و به پام میفتاد که در چنین شرایطی ترکش نکنم .منمنه از روی محبت بلکه از روی انسان دوستی موندم و کمک کردم تا وکیل بگیره وکارش به دادگاه و زندان نکشه.
خلاصه مشکلش حل شد ومن موضوع رو با خانوادم در جریان گذاشتم ودرخواست طلاق دادم
۱۱۴ سکه مهریه م بود که نصفش رو گرفتم و برام قسط بندی کردن
الان جدا شدم و اون ماه به ماه مهریه منو پرداخت میکنه هر چند برای اون چیزی نیست مهریه من ولی من تا عمر دارم نمیتونم به هیچکی اعتماد کنم و از لحاظ روحی وجسمی داغون شدم و هفته ای نیست که کابوس نبینم
بخصو ص اینکه بعدش فهمیدم نامزدم بعد از تموم شدن روند دادگاه و تحمل اونهمه فشار روحی روانی،دوباره به اون دختره پیام داده و گفته فراموشش نکرده و دوستش داره
خواستم بگم اینجوراس که بعضی خانمها از روی دل خنک کنی مهریه میگیرن چون واقعا چیزهایی از دست میدن که غیر قابل برگشته مثل سلامتی،شادی وحال خوب.
- ❤️
تجربههای ازدواج و روابط
0
پسند
نظرات
1198 نظرحتی هوشم گفت بسیار کم یعنی ناچیزن منم نگفتم همه گفتم تعداد محدودی هستن که کلا واقعا نمیدونم چی بگم واقعا حرفی ندارم محال ممکنه یکی از اعتمادش سو استفاده شه و عشق و علاقش عین سابق بشه اون تعداد محدود الان چیزی بگم شما جبهه میگیرین میدونم خودتونم خیانت ببینین ته دلتون از طرف صاف نمیشه الان برای لجبازی با منمیگین 🦦😂
همیشه حداقل باید گفت اکثرا یا اگه با انصاف تر باشیم بگیم معمولاا. یا بگیم برخی اینگونه اند. همه انسان ها را به یک شکل دیدن خطای فکریه به نظرم