U

کاربر ناشناس

تجربه به اشتراک گذاشته شده
September 20, 2026 at 09:30 AM
Post Image
تجربه ازدواج :

سلام وقت همگی بخیر
خواستم از تجربه خودم بگم و ازتون کمک بگیرم

من ۳ ساله ک ازدواج کرد و تو این ۳ سال ۱ سال و نیم بدون هیچ امکاناتی روی موکت و پتو بدون لباسشویی و جاروبرقی و... توی بندر زندگی کردم و قناعت کردم،،،۱سال و ۴ ماه بعدش مجبور شدم با خانواده شوهرم توی یه خونه توی اتاق زندگی کنم ک بدترین عذاب هارو از طرف مادرش و بعد خودش کشیدم چون این ۱سال ونیم بیکار بود و مدام وقتیکه خونه نبود مادرش یا تیکه مینداخت یا پز بقیه داماد و بچه هاشو میداد پیش من یا منت میزاشت و وقتیکه با پسر بزرگش صحبت میکرد میگفت صدقه سر تو نون میخوریم و منم خیلی ناراحت میشدم بعد از اون با وجود هزارتا قناعت و مسافرت و تفریح نرفتن و سادگی من اومدیم خونه خودمون اونم همچنان بیکار... مجبور شدم حلقه عقدمو بفروشم ک یکم خوراکی برای خونه بخرم و قسط و بدهی هاشو بدم از قبلش هم ی موتور داشت میخاست بفروشه من دوتا النگو فروختم گفتم موتورتو نفروش آواره میشی منت کیو بکشی بخاطر وسیله...😊

تو این مدت هزارتومن خانوادم بهم عیدی میدادن یا خونه کسی میرفتیم بهم کادو میدادن سریع از من میگرفت و خرجش میکرد من موجودی کارتم دائما یا ۵ هزار بود یا ۱۰ هزار حتی عیدی و پولایی ک مادرم میداد گهگاهی هم میدادم بهش
اینم بگم ک با وجود این شرایط زندگی تا تقی به پوقی میخورد منو کتک میزد و مادرش خداکنه خیر از دنیا و اخرتش نبینه بهش درس داده بود ک مرد زن رو کتک بزنه ولی زن نمیتونه از خودش دفاع کنه من قبلا کتکم میزد خودمم از حرصم خودمو کتک میزدم ک اون دلش برام بسوزه دیگه نزنه😔بار اخر ک از پشت بی هوا هولم داد توی پنجره تیشرت نداشت و بالاتنه اش لخت بود من چون ناخونم بلند بود با دست بازوشو فشار دادم هولش بدم بره عقب منو چسبونده بود به پنجره مشت میزد به بازو و شکمم روی بازوش جای ۳ تا ناخون من افتاد و کاملا مشخصه خواستم هولش بدم بره عقب
داد و بیداد و بدتر روانی شد خودشو میکوبید بالا و پایین و میگفت تو دست روی مننننن بلند کردی😐😐وحشیانه تر کتکم میزد و فحش میداد هرچقدر گفتم من خواستم هولت بدم بری عقب اینهمه تو این ۳ سال کتکم زدی من اینبار خسته شدم دیگه خواستم از خودم جدات کنم فایده نداشت از بازوش ک ۳ تا خط افتاده و از جای ی زخم سوختگی قدیمی ک روی ساعدش بود عکس گرفته برا مامانم فرستاده😐😐سوختگی هم انداخته گردن من ک من اونکارو کردم😐😐ب مادرم گفته بهش بگید اگه شرف داره برگرده مادرم زنگ زد گفت وسایلتو جمع کن برگرد من بخاطر حرف مردم ک قبل ازدواج هزار نفر هزار بار گفتن نکن و بخاطر خانوادم ک توی دردسر نیفتن نمیخواستم برگردم مدام میگفت برو و دستمو میکشید پاشو برو مجبور شدم ساعت ۱۰ شب بلیط بگیرم از شهرستان بیام خونه مادرم تهران
خونه ای که با وام ازدواج و فروختن طلا خریدیم از اول زده بود به اسم باباش فک کنم این میدونست مرد زندگی نیست هزارنفر گفتن تو ازش سری خودتو بدبخت نکن این مادرش همه کاره اس توی خونشون بزرگتر ندارن حالیم نشد ک نشد😊😔
الان من موندم باید چیکار کنم روز دعوا چندبار به خواهراش زنگ زدم هیچکدوم جواب ندادن ینی اصلا براشون مهم نیست ولی این حتی راجب وسایل خونه اوناهم براشون نظر میده و در خدمته ک هرکاری دارن انجام بده چون بیکار و علافه
لطفا برام دعا کنید تصمیم درستی بگیرم و باید چیکار کنم فقط غصه میخورم چرا قناعت میکردم چرا براش خونه چیدم😔هنوز ۲ ماه نشده بود ک از دست مادر خیر ندیده اش راحت شده بودم‌.
تجربه‌های ازدواج و روابط
0 پسند

نظرات

1335 نظر
A
ناشناس
September 21, 2026 at 10:38 AM
طلاق
0 پسند
A
ناشناس
September 21, 2026 at 10:37 AM
توروخدا یکم رو خودت کار کن خیلی ببخشید ولی شخصیت ضعیفی داری چرا اصلا اجازه دادی بت توهین شه کتک بخوری دخالت کنن حقتو بخورن😐😐😐
0 پسند
A
ناشناس
September 21, 2026 at 10:19 AM
+
0 پسند
A
ناشناس
September 21, 2026 at 10:09 AM
مردا چه حیوون شدن
البته صدرحمت به حیوون...
0 پسند
A
ناشناس
September 21, 2026 at 09:43 AM
اره این قشنگ تره
ولی حالت هواپیما و سایلنت یادتون نره
ولی در ارامش کامل حرف بزنین توهین نکنین
اون توهین کرد چیزی نگین تا صدا ضبط شه کامل
بعد با همین صدا اقدام کنین چون این کارش میشه هبه و تا ثقای باباش انتقال نده ب نام یکی دیگ میشه پسش گرف
0 پسند
A
ناشناس
September 21, 2026 at 09:40 AM
ببینید من تجربه شما رو کامل نخوندم

ولی با همین تفاسیر دادخواست طلاق بدید بخاطر عسر و حرج
0 پسند
A
ناشناس
September 21, 2026 at 09:38 AM
اصلا بیخیال باش محل نده ببین خودش باید بیاد دنبالت وقتی اومد تو باید براش تعیین تکلیف کنی خونه رو به نامت بزنه و چیزهای دیگه و در ضمن این چیزی که میگم رو یادت باشه ازش استفاده کن

اگر یکی از زوجین پس از ازدواج دچار جنون شود، آیا طرف مقابل می‌تواند ازدواج را فسخ کند؟
بر اساس ماده ۱۱۲۱ قانون مدنی، «جنون هر یک از زوجین به شرط استقرار، اعم از اینکه مستمر یا ادواری باشد، برای طرف مقابل موجب حق فسخ است.»
نکات کلیدی
جنون، چه به‌صورت دائم و چه ادواری، اگر ثابت و مستقر باشد، به طرف مقابل حق فسخ می‌دهد.
شرط اصلی در اعمال این حق، استقرار جنون است؛ یعنی بیماری باید به‌گونه‌ای باشد که تکرارپذیر، مزمن یا مزاحم زندگی مشترک باشد.
این حق فسخ اختصاص به زمان خاصی ندارد؛ یعنی اگر حتی پس از سال‌ها از ازدواج، جنون همسر آشکار یا تشخیص داده شود، طرف مقابل همچنان می‌تواند از این حق استفاده کند.
جنون مستقر یکی از زوجین، از موجبات قانونی فسخ نکاح است و طرف مقابل می‌تواند برای پایان‌دادن به زندگی مشترک، از این حق بهره گیرد. نظر به آثار مهم حقوقی و اجتماعی چنین تصمیمی، مشورت با وکیل متخصص در امور خانواده پیش از هر اقدامی توصیه می‌شود. قشنگ بگو من امنیت جانی ندارم اصلاً ندارم فهمیدی چی میگم
0 پسند
A
ناشناس
September 21, 2026 at 09:34 AM
آفرین گلم تازه یه چیزایی داری یاد می‌گیری😂😂
0 پسند
A
ناشناس
September 21, 2026 at 09:30 AM
اینو میتونم بگم
بگم تو از اولش اگه اهل زندگی بودی از ترس مهریه خونرو به اسم بابات نمیزدی و اونم ادامه بده
0 پسند
A
ناشناس
September 21, 2026 at 09:29 AM
وای وای گفتی تموم نگرانی الانم اینه اونایی که اون سطح از زندگی و خانواده رو داشتن نه شنیدن بعد طلاق چقد دلشون خنک میشه؟؟چی میگن؟؟؟باید اینارو رو خودم کار کنم اصلا برام مهم نباشه چون خیلی گند زدم میدونم
0 پسند

ثبت نظر شما