تجربه تحصیل در رشته معماری :
درود به همگی امیدوارم حالتون خوب باشه♥️
پیشاپیش از طولانی شدن این پیغام از شما عذر خواهی می کنم
دوستان میخوام تجرمو در رابطه با تحصیل در رشته معماری در اختیارتون بگذارم
اول از همه بگم که هر رشته ای سختی خودشو داره و این رشته جز سخت ترییییینن رشته ها هستش
مخصوصا شبهای تحویل پروژه
شبش که نه شما شب شروع کنید نمی رسید . باید از چن شب قبل شروع کنید شب بیداری بکشید تا تموم بشه البته این بسته به هر دانشگاه و هر هنرستان متفاوته خب قاعدتا یکسری از استاد ها سخت گیر ترن بر فرض مثال شما تماممم فکر و ذهن و وقتتونو چندین روز یا حالا ماه می گذارید روی یک پروژه بعد موقعه تحویل پروژه استاد میاد پرتش میکنه وسط کلاس که این چیه
خب این چیزا تو کلاس ما خیلی عادیه
خب از سختی ماجرا که بگذریم میرسیم به هزینه ها
بشدتت زیاده . شما یدونه لپتاپ یا آیپد باید تهیه کنید که حدودا با این شرایط اقتصادی بالای ۱۰۰ در میاد که من ۴سال پیش خریدم ۳۴ . بعد اینکه ماژیک راندو انواع خط کش ها و راپید و لوازم ماکت و ....
خیلی خیلی زیاده که اگه تو شهرای گرون فروش باشید که هزینه ها نگم براتون
من خودم از شیراز خرید میکنم که ۲ سال پیش هر یدونه ماژیک تاچ دونه ای ۲۵۰ خریدم که حدودا ۳۰ تا لازمه . این مورد بستگی به استادتون و یا سلیقه خودتون داره
خب بازم عذر میخوام بابت طولانی شدن پیام
سپاس از شما که تا اینجا خوندید
تنی سالم و دلی شاید داشته باشید.
- 🩵
درود به همگی امیدوارم حالتون خوب باشه♥️
پیشاپیش از طولانی شدن این پیغام از شما عذر خواهی می کنم
دوستان میخوام تجرمو در رابطه با تحصیل در رشته معماری در اختیارتون بگذارم
اول از همه بگم که هر رشته ای سختی خودشو داره و این رشته جز سخت ترییییینن رشته ها هستش
مخصوصا شبهای تحویل پروژه
شبش که نه شما شب شروع کنید نمی رسید . باید از چن شب قبل شروع کنید شب بیداری بکشید تا تموم بشه البته این بسته به هر دانشگاه و هر هنرستان متفاوته خب قاعدتا یکسری از استاد ها سخت گیر ترن بر فرض مثال شما تماممم فکر و ذهن و وقتتونو چندین روز یا حالا ماه می گذارید روی یک پروژه بعد موقعه تحویل پروژه استاد میاد پرتش میکنه وسط کلاس که این چیه
خب این چیزا تو کلاس ما خیلی عادیه
خب از سختی ماجرا که بگذریم میرسیم به هزینه ها
بشدتت زیاده . شما یدونه لپتاپ یا آیپد باید تهیه کنید که حدودا با این شرایط اقتصادی بالای ۱۰۰ در میاد که من ۴سال پیش خریدم ۳۴ . بعد اینکه ماژیک راندو انواع خط کش ها و راپید و لوازم ماکت و ....
خیلی خیلی زیاده که اگه تو شهرای گرون فروش باشید که هزینه ها نگم براتون
من خودم از شیراز خرید میکنم که ۲ سال پیش هر یدونه ماژیک تاچ دونه ای ۲۵۰ خریدم که حدودا ۳۰ تا لازمه . این مورد بستگی به استادتون و یا سلیقه خودتون داره
خب بازم عذر میخوام بابت طولانی شدن پیام
سپاس از شما که تا اینجا خوندید
تنی سالم و دلی شاید داشته باشید.
- 🩵
تجربههای شغلی و تحصیلی
0
پسند
نظرات
792 نظرآره لزوما هرچی اونا میگن درست نیست.
اونا مسئول تو هستن.
تهران جنوبم کجایی؟
نگو اضافی نیستی عزیزم
تغییری نکرده رفتارشون
حتی بدترهم شده
اما من دیگه به خودم احترام میزارم اجازه نمیدم کسی اینطوری تحقیرم کنه
به روشون میارم که ناراحتم میکنن براشون مهم نیست ها ولی من اینطوری اروم ترم
تو لاک خودمم هرروز زمین میزننم ولی باز با مرگ پامیشم
چون خیلی ارزو دارم خیلی
زندگیامون حیفه نزار حرومش کنن
امیدوارم شریک زندگیت از همه لحاظ مواظبت باشه
حواسش به احساسات قشنگت باشه
واقعا خیلی درد داره
اما بازم میگم لطفا زندگی کن
حیفه خیلی حیفه
اخبارو بزار کنار
به حرفای خانوادت اهمیت نده
از ادمای سمی دور شو
و فقط به خودت فکر کن
بزار بگن خودخواهه
فقط خودت میدونی که چقدر داری اسیب میبینی
حالا که هستی با بدرفتاری با تو هیچی توی زندگی شون درست نمیشه.
من مطمئنم بودن تو خیلی ارزشمنده فقط اونا بخاطر نا آگاهی شون همه چیزو میندازن گردن تو.
گناه تو چیه؟ بچه دار شدن بیشتر تلاش میکردن. حرفشون مسخرست با احترام.
به اینجور حرفاشون توجه نکن. تو خیلی با ارزش و دوست داشتنی هستی.
در کنار اینکه باید قوی باشی اما احساساتت رو به هیچ عنوان سرکوب نکن.
منم خیلی ارزو داشتم همش خراب شد
واقعا امیدوارم درست بشه جوریکه باورتون نشه بیداریه یا خواب
اینو برای همه ارزو میکنم از ته قلبم چون خودم خیلی درد کشیدم
نمیخوام هیچکس دیگه روز بد ببینه
زحمتاتون نتیجه میده یه روزی
اره دانشجوام
اما میترسم روزی مادر بشمو حس ناکافی بودن بهش بدم
من بی ارادههه ترینننن ضعیف ترینننن ادم بودم
ولی دیدم بایه مرده فرقی ندارم
برای همین بلند شدم ازجام
چون دیگه داشتم روانی میشدم
هزارتا ارزو داشتم که جلوی چشمم داشت ازبین میرفت
نمیتونستم تحمل کنم
پدربزرگم که فوت کرد همه باهام طوری رفتار میکردن انگار من عزادار نیستم
انگار اصلا عضوی از خانواده نیستم
بابام لحظه هایی که تو ختم پذیرایی میکردمو زحمت میکشیدمو حمالی میکردم فقط بهم احترام میزاشت
فهمیدم فقط بخاطر منفعتم دوستم دارن و سنگین برام تموم شد
سعی کردم بگم ادمم منو بخاطر خودم دوست داشته باشین
درست نشد ها
ولی یچیزی درونم تغییر کرد
دیگه خودمو سرزنش نکردم
خودمو بخشیدم