تجربه ازدواج سنتی :
سلام من خانومم ۲۶ سالمه ۸ ساله ازدواج کردم و یه پسر ۴ ساله دارم
از زندگی متاهلی خسته و از انتخاب همسرم به شدت پشیمونم💔 ده سال اختلاف سنی داریم
لطفاً نگید انتخاب خودت بوده من واقعا زمان ازدواجم هیچ درکی از عشق از زندگی زناشویی و سیاست های پیچیده ش نداشتم شاید بگید ۱۸ سال سن کمی نبود ولی برای من خیلی کم بود هرلحظه از زندگیم حسرت اینو میخورم که چرا زود ازدواج کردم من الان تواین سن با عقل ۲۶ سالگی میتونستم عاقلانه تر انتخاب کنم چون درک بیشتری از زندگی مشترک دارم
ولی الان دیگه دیره و پای به بچه وسطه و به خاطر پسرم باید تحمل کنم
تحمل کنم خسیس بودنشو بی توجهی بی محبتی هاشو وقتی حتی یه ابراز علاقه کوچیکم بلد نیست قلبم واقعا به درد میاد💔
همیشه میگم کاااش ای کاااش چند سال با یه آقایی در ارتباط بودم چند سال به شناخت میرسیدم عاشق میشدم بعد ازدواج میکردم
که حداقل بعد ها حسرت نمیخوردم که چرا چشم بسته و از روی بچگی به یه آدم یبس و بی احساسی مثل همسرم بله دادم
همیشه تو دعوا به بدترین شکل ممکن فوش میده حرفایی رکیک میزنه بعد میگه چرا همیشه تو خودتی ناراحتی💔
دخترخانوما توروخدا تو سن کم حداقل زیر ۲۵ ازدواج نکنید.
- 💔
سلام من خانومم ۲۶ سالمه ۸ ساله ازدواج کردم و یه پسر ۴ ساله دارم
از زندگی متاهلی خسته و از انتخاب همسرم به شدت پشیمونم💔 ده سال اختلاف سنی داریم
لطفاً نگید انتخاب خودت بوده من واقعا زمان ازدواجم هیچ درکی از عشق از زندگی زناشویی و سیاست های پیچیده ش نداشتم شاید بگید ۱۸ سال سن کمی نبود ولی برای من خیلی کم بود هرلحظه از زندگیم حسرت اینو میخورم که چرا زود ازدواج کردم من الان تواین سن با عقل ۲۶ سالگی میتونستم عاقلانه تر انتخاب کنم چون درک بیشتری از زندگی مشترک دارم
ولی الان دیگه دیره و پای به بچه وسطه و به خاطر پسرم باید تحمل کنم
تحمل کنم خسیس بودنشو بی توجهی بی محبتی هاشو وقتی حتی یه ابراز علاقه کوچیکم بلد نیست قلبم واقعا به درد میاد💔
همیشه میگم کاااش ای کاااش چند سال با یه آقایی در ارتباط بودم چند سال به شناخت میرسیدم عاشق میشدم بعد ازدواج میکردم
که حداقل بعد ها حسرت نمیخوردم که چرا چشم بسته و از روی بچگی به یه آدم یبس و بی احساسی مثل همسرم بله دادم
همیشه تو دعوا به بدترین شکل ممکن فوش میده حرفایی رکیک میزنه بعد میگه چرا همیشه تو خودتی ناراحتی💔
دخترخانوما توروخدا تو سن کم حداقل زیر ۲۵ ازدواج نکنید.
- 💔
تجربههای ازدواج و روابط
1
پسند
نظرات
2217 نظرانقدر سیاهه زندگیم که به هیچی فک نمیکنم
هر روزم فشارهای مختلفه
که روزم رو شب کنم خیلیه
اصلا من انقدر درگیری ذهنی دارم
و تو مسائل مختلف شکست خوردم
که میلی به زندگی ندارم
ی روزنه امیدی که وارد زندگیم شده بود و داشت ب زندگیم رنگ میداد اون بود
ب خودشم گفتم
تو اصلا عاشق نیستی و وابسته نیستی ولی چون بهش فکر میکنی عادت کردی همش یادت میفته دیگه بهش فکر نکن تمرکزتو بزار روی پیشرفتت باشگاه برو یه مهارت یاد بگیر
مشکلت اینه تنوع میخوای
یا شوهر بقیه رو دیدی خوب بوده ظاهرش فکر میکنی شوهر توام باید عین اون باشه
ی رابطه ناموفق داشته
اونم ۵ ساله 🥲
که من نمیدونستم تا لحظه ای که بهش بگم اونم گف سینا من ی رابطه ۵ ساله داشتم