U

کاربر ناشناس

تجربه به اشتراک گذاشته شده
September 07, 2026 at 09:22 AM
Post Image
تجربه ازدواج سنتی :

سلام من خانومم ۲۶ سالمه ۸ ساله ازدواج کردم و یه پسر ۴ ساله دارم
از زندگی متاهلی خسته و از انتخاب همسرم به شدت پشیمونم💔 ده سال اختلاف سنی داریم
لطفاً نگید انتخاب خودت بوده من واقعا زمان ازدواجم هیچ درکی از عشق از زندگی زناشویی و سیاست های پیچیده ش نداشتم شاید بگید ۱۸ سال سن کمی نبود ولی برای من خیلی کم بود هرلحظه از زندگیم حسرت اینو میخورم که چرا زود ازدواج کردم من الان تواین سن با عقل ۲۶ سالگی میتونستم عاقلانه تر انتخاب کنم چون درک بیشتری از زندگی مشترک دارم
ولی الان دیگه دیره و پای به بچه وسطه و به خاطر پسرم باید تحمل کنم
تحمل کنم خسیس بودنشو بی توجهی بی محبتی هاشو وقتی حتی یه ابراز علاقه کوچیکم بلد نیست قلبم واقعا به درد میاد💔
همیشه میگم کاااش ای کاااش چند سال با یه آقایی در ارتباط بودم چند سال به شناخت می‌رسیدم عاشق میشدم بعد ازدواج میکردم
که حداقل بعد ها حسرت نمی‌خوردم که چرا چشم بسته و از روی بچگی به یه آدم یبس و بی احساسی مثل همسرم بله دادم
همیشه تو دعوا به بدترین شکل ممکن فوش میده حرفایی رکیک میزنه بعد میگه چرا همیشه تو خودتی ناراحتی💔
دخترخانوما توروخدا تو سن کم حداقل زیر ۲۵ ازدواج نکنید.
- 💔
تجربه‌های ازدواج و روابط
1 پسند

نظرات

2217 نظر
A
ناشناس
September 07, 2026 at 05:05 PM
من الانم پشیمونم
0 پسند
A
ناشناس
September 07, 2026 at 05:04 PM
من خیانت نکردم ، تورو خدا قضاوتم نکنید، حالم خوب نیست،
کاش الان بمیرم
0 پسند
A
ناشناس
September 07, 2026 at 05:04 PM
جرعت ب خرج بده و پای همسرت بمون
چون بعدا پشیمون میشی.
یاعلی
0 پسند
A
ناشناس
September 07, 2026 at 05:04 PM
کاشکی کذب بود ..منم‌میدونستم شب و روز ام چطور میگذره عزیز..😊
0 پسند
A
ناشناس
September 07, 2026 at 05:04 PM
کوچیک که بودم تا کلاس نهم
فشااااااار شدید روم میذاشتن که باید درس بخونی زیااااااد و حتما شاگرد اول باشی

فک کن ی امتحان ساده علوم تو کلاس هشتم واسش ۸ ساعت تو ی روز مجبورم میکردن بخونم براش

تا کلاس نهمم شاگرد اول بودم ولی ب چ قیمتی ،
همه تو مدرسه بهم میگفتن خرخون مسخره ام میکردن چرا؟ بخاطر خانواده

همش استرس کارنامه رو داشتم که کم نشم پدرمو در میارن

موقع انتخاب رشته دبیرستان شد مجبورم کردن برم ریاضی خودم میخواستم برم هنرستان

گفتم اوکی س سال ریاضی رو میخونم
ولی کنکورم رو اون چیزی که خودم میخوام میدم رشته ای که خودم دوس دارم رو میخونم
دلم خوش بود فانتزیم بود دانشگاه برام رویایی ترین بخش زندگیم میشه شد تاریک ترین بخش زندگیم

بازم با دخالت هاشون و فشارشون
گند خورد ب کنکور و دانشگاهم
و اینجا دیگه بریدم
حتی تا ی قدمی خودکشی رفته بودم

دیگه شل کردم
ولی هرگز نمیتونم ببخشمشون

همه چی از قبل برا من مقدر شده💔
آخرشم ک ی نور امید تو دلم زنده شده بود گفتم این انگیزه ای میشه دوباره سرپا شم و بازم نشد با اومدن نازنین

ببخشید سرتو درد آوردم🙂‍↕️🩵🌱
0 پسند
A
ناشناس
September 07, 2026 at 05:04 PM
بله خریت کردم، ولم کن،
0 پسند
A
ناشناس
September 07, 2026 at 05:03 PM
نمیشه با شما صحبت کرد، من حالم خوب نیست، دارم به خودکشی فک میکنم،
من ادم بدی هستم، من خیلی پستم
0 پسند
A
ناشناس
September 07, 2026 at 05:02 PM
شما هر وقت چشماتو ب روی بقیه بستی ب جز همسرت
و بعد عاشق شدی
میتونی بیای بگی قضاوت میکنی
0 پسند
A
ناشناس
September 07, 2026 at 05:02 PM
یکی از بچه های گپ صبر کن جون بکنه حرف بزنه😂
0 پسند
A
ناشناس
September 07, 2026 at 05:02 PM
😂😂این دیگه کاملا کذبه
0 پسند

ثبت نظر شما