تجربه تحصیل در دانشگاه گلستان گرگان :
نمیدونم چند نفر کنکوری تو این کانال هست ولی اومدم تجربمو از خوابگاه دانشگاه گلستان گرگان بگم و بچه هارو ازین دانشگاه فراری بدم
دوستان این دانشگاه خوابگاه دولتی نداره
تو دفترچه انتخاب رشته نوشته داره ولی دروغه
میاین اینجا معرفی میکنن به خوابگاه خودگردان که وحشتناکه اوضاعش
اول میخواستم یه تجربه طولانی بنویسم ولی تا اومدم بنویسمش هم اعصابم خرد شد هم اونقدر مشکلاتمون زیاد بود که نمیدونستم از کجا بگم و چجوری نظم بدم به این همه فکر تو سرم
از همون اولش که پامو گذاشتم این دانشگاه فقط و فقط حرص و خودخوری به جونم انداخت
من با رتبه ای که میتونستم صدتا جای بهتر قبول شم زدم این دانشگاه چون نزدیک بود و فکر میکردم حتما چون مرکز استانه دانشگاه خوبیه
زهی خیال باطل
هرکیو تو این دانشگاه میبینم ناراضیه
خون بچه های خوابگاهی رو کردن تو شیشه
خوابگاهی که نه امکانات داره نه امنیت و نه نظافت
خوابگاهی که دیدن موش توش عادیه
خوابگاهی که دزدی توش عادیه
خوابگاهی که امکاناتش صفره صفره
و مسئولینش فقط تا وقتی که پولشونو بدید باهاتون رفتار خوبی دارن
خوابگاهی که امروز اومدن اعلام کردن هزینه یه ترم بین ۱۸ الی ۲۰ میلیونه در حالی که ما (بچه های دانشگاه گلستان) با فکر اینکه دانشگاه دولتی قبول شدیم و بار هزینه دانشگاه آزاد و پولای رشته های شبانه و غیره و غیره رو از رو دوش خانوادمون برداشتیم با خوشحالی اومدیم این دانشگاه و الان فقط به فکر انصرافیم چون نمیتونیم برای سال بعد ۴۰ میلیون بدیم برا فقط یه تخت
۴۰ میلیون بدیم تا فقط تو کوچه نخوابیم و تو جایی زندگی کنیم که با طویله فرقی نداشت
بچه های کنکوری، اگه گرگانی نیستید، اگه نمیتونید هزینه روزانه رفت و آمد به دانشگاه رو بدید، اگه میخواید بیاید که خوابگاهی بشید و پول اجاره خونه بدین
نیاین
اصلا گلستان رو تو انتخاب رشتتون نزارین
واقعا فقط میتونم گریه کنم
آیندتونو خراب نکنید
منی که به شدت مخالف این بودم که پشت کنکور بمونم میگم کاش پشت میموندم ولی این دانشگاه خراب شده رو نمیزدم
اونقدر در طول همین دو ترمی که بودم حرص خوردم، اونقدر گریه کردم، اونقدر بی احترامی شد بهم به عنوان دانشجو که حد نداره
واقعا فرار کنید ازین دانشگاه نفرین شده.
- 😀
نمیدونم چند نفر کنکوری تو این کانال هست ولی اومدم تجربمو از خوابگاه دانشگاه گلستان گرگان بگم و بچه هارو ازین دانشگاه فراری بدم
دوستان این دانشگاه خوابگاه دولتی نداره
تو دفترچه انتخاب رشته نوشته داره ولی دروغه
میاین اینجا معرفی میکنن به خوابگاه خودگردان که وحشتناکه اوضاعش
اول میخواستم یه تجربه طولانی بنویسم ولی تا اومدم بنویسمش هم اعصابم خرد شد هم اونقدر مشکلاتمون زیاد بود که نمیدونستم از کجا بگم و چجوری نظم بدم به این همه فکر تو سرم
از همون اولش که پامو گذاشتم این دانشگاه فقط و فقط حرص و خودخوری به جونم انداخت
من با رتبه ای که میتونستم صدتا جای بهتر قبول شم زدم این دانشگاه چون نزدیک بود و فکر میکردم حتما چون مرکز استانه دانشگاه خوبیه
زهی خیال باطل
هرکیو تو این دانشگاه میبینم ناراضیه
خون بچه های خوابگاهی رو کردن تو شیشه
خوابگاهی که نه امکانات داره نه امنیت و نه نظافت
خوابگاهی که دیدن موش توش عادیه
خوابگاهی که دزدی توش عادیه
خوابگاهی که امکاناتش صفره صفره
و مسئولینش فقط تا وقتی که پولشونو بدید باهاتون رفتار خوبی دارن
خوابگاهی که امروز اومدن اعلام کردن هزینه یه ترم بین ۱۸ الی ۲۰ میلیونه در حالی که ما (بچه های دانشگاه گلستان) با فکر اینکه دانشگاه دولتی قبول شدیم و بار هزینه دانشگاه آزاد و پولای رشته های شبانه و غیره و غیره رو از رو دوش خانوادمون برداشتیم با خوشحالی اومدیم این دانشگاه و الان فقط به فکر انصرافیم چون نمیتونیم برای سال بعد ۴۰ میلیون بدیم برا فقط یه تخت
۴۰ میلیون بدیم تا فقط تو کوچه نخوابیم و تو جایی زندگی کنیم که با طویله فرقی نداشت
بچه های کنکوری، اگه گرگانی نیستید، اگه نمیتونید هزینه روزانه رفت و آمد به دانشگاه رو بدید، اگه میخواید بیاید که خوابگاهی بشید و پول اجاره خونه بدین
نیاین
اصلا گلستان رو تو انتخاب رشتتون نزارین
واقعا فقط میتونم گریه کنم
آیندتونو خراب نکنید
منی که به شدت مخالف این بودم که پشت کنکور بمونم میگم کاش پشت میموندم ولی این دانشگاه خراب شده رو نمیزدم
اونقدر در طول همین دو ترمی که بودم حرص خوردم، اونقدر گریه کردم، اونقدر بی احترامی شد بهم به عنوان دانشجو که حد نداره
واقعا فرار کنید ازین دانشگاه نفرین شده.
- 😀
تجربههای حرفهای
0
پسند
نظرات
409 نظرفک کن اونجا هیچ امنیتی نیست بنده خدا خواهرم یه بار داشت لباسشو یه گوشه عوض میکرد یکی از بچه های اونجا که متاسفانه نمیشه گفت مال کدوم قشره ازخواهرم یواشکی عکس گرفت اونم با لباس زیرو اینا ، خواهرم متوجه نشد ولی ی نفر دیگه فهمید،یعنی اونجا قیامت شد خوارم به کل مسئولای خوابگاه گفت و اعتراض کرد و اونا عین خیالشون نبود،تااینکه خودش رفت و نمیدونم پیش کی که مسئول رسیدگی ب ایناست شکایت کرد تا کمی رسیدگی بشه،اونجا اصلا یچی میگم ی چی میشنوی😂
درسته ب مازندران زیاد راهی نیست ولی چون بخاطر شرایط بد خابگاه مجبور میشد بیشتر اوقات بیاد خونه و رفتو امد میکرد،
میگه هیچ خاطره خوبی از اونجا ندارم
به شدت لجن و کثیف توالتش که از توالت های عمومی بدترهههه حمومشم که یجور توالت براشون به حساب میاد در این حد کثیفن،.
و اینکه با اینکه خودمون شمالی هستیم یه سری از بچه های اونجا ک مال خود گرگان بودن ولی تو خابگاه بودن و نمیتونم بگم مال کدوم قشرن یعنی واقعا واقعا نژاد پرستن،
بعدم اینکه اصلا سرو ته نداره و این چیزایی که گفتم همش یه دهم چیزایی بود ک خواهرم میگفت