تجربه تهدید :
درود
من یه ماه میشه که با یک پسری آشنا شدم و خب اولین رابطه حضوریم بود قرار بود یه دوستی ساده باشه اما خب باهم رفتیم بیرون و از هم کم کم خوشمون اومد بعدش شرط من این بود که در هیچ صورتی نزدیکم نشه و نود از من نخواد و اونم هربار میگفت من قرار نیست غریبه بشم یا باهات بد باشم که و من بازم میگفتم که ربطی نداره به اینکه تو نخوای بری این خط قرمزه منه گذشت و بعد چندبار دیت رفتن گفت بیا بریم بغلت کنم و قسم میخورم و فلان که بهت دستی نخوره تا وقتی که خودت بخوای و من همچنان مقاومت میکردم بعد کم کم دیدم خب آره تو ماشین واقعا نمیتونست بغلم کنه من احمق گفتم بابا راست میگه طرف خب اصلا به حرفاش نمیخوره بیاد همچین کاری بکنه خب بگم روانشناسی خونده و قشنگ بلده نظر آدم و عوض کنه و اونجا که رفتیم که من به بهانه یه بغل ساده رفتم دوربین داشت ولی نشست باهام حرف زد و گفت هر موقع حس نا امنی کردی برو و من حس نا امنی کردم اومدم برم که نذاشت و الان که کات دارم میکنم باهاش تهدیدم کرده که عکساتو پخش میکنم و نه معلومه با کی بودی و نه معلومه که اجباری در کار بود و گفت فردا باهاش برم بیرون و بهم کاری نداره اما اگه نرم میاد در خونمون پیش مامان بابام و خوب خودش نمیاد چون برای شغلش بده و کسی رو میفرسته اصلا نمیتونم برم پیش پلیس فتا و الان فکر میکنم باهاش ادامه بدم تا وقتی ازم خسته شه اما میدونم این فکر احمقانه است ولی واقعا نمیدونم چیکار کنم دست از سرم برداره و همچنان میگه عاشقتم و دوست دارم و بعد اون روز دوبار رفتیم دیت و واقعا رفتاراش طوری نیست که فکر کنی واسه چیز دیگه ای داخل رابطه است اما من واقعا گیج شدم و واقعا میترسم.
- 😢
درود
من یه ماه میشه که با یک پسری آشنا شدم و خب اولین رابطه حضوریم بود قرار بود یه دوستی ساده باشه اما خب باهم رفتیم بیرون و از هم کم کم خوشمون اومد بعدش شرط من این بود که در هیچ صورتی نزدیکم نشه و نود از من نخواد و اونم هربار میگفت من قرار نیست غریبه بشم یا باهات بد باشم که و من بازم میگفتم که ربطی نداره به اینکه تو نخوای بری این خط قرمزه منه گذشت و بعد چندبار دیت رفتن گفت بیا بریم بغلت کنم و قسم میخورم و فلان که بهت دستی نخوره تا وقتی که خودت بخوای و من همچنان مقاومت میکردم بعد کم کم دیدم خب آره تو ماشین واقعا نمیتونست بغلم کنه من احمق گفتم بابا راست میگه طرف خب اصلا به حرفاش نمیخوره بیاد همچین کاری بکنه خب بگم روانشناسی خونده و قشنگ بلده نظر آدم و عوض کنه و اونجا که رفتیم که من به بهانه یه بغل ساده رفتم دوربین داشت ولی نشست باهام حرف زد و گفت هر موقع حس نا امنی کردی برو و من حس نا امنی کردم اومدم برم که نذاشت و الان که کات دارم میکنم باهاش تهدیدم کرده که عکساتو پخش میکنم و نه معلومه با کی بودی و نه معلومه که اجباری در کار بود و گفت فردا باهاش برم بیرون و بهم کاری نداره اما اگه نرم میاد در خونمون پیش مامان بابام و خوب خودش نمیاد چون برای شغلش بده و کسی رو میفرسته اصلا نمیتونم برم پیش پلیس فتا و الان فکر میکنم باهاش ادامه بدم تا وقتی ازم خسته شه اما میدونم این فکر احمقانه است ولی واقعا نمیدونم چیکار کنم دست از سرم برداره و همچنان میگه عاشقتم و دوست دارم و بعد اون روز دوبار رفتیم دیت و واقعا رفتاراش طوری نیست که فکر کنی واسه چیز دیگه ای داخل رابطه است اما من واقعا گیج شدم و واقعا میترسم.
- 😢
تجربههای مشترک
0
پسند
نظرات
1580 نظراگه جلوش کوتاه نیای و جوری وانمود نکنی که انگار قدرت دست اونه و از خانوادت میترسی
اون نمیتونه بهت فشاری بیاره و دنبال دردسر نیست
حتی اگه خانواده حمایتگری نداری جوری باید بگی ک انگار اگه بابات طرفو بشناسه شیکمشو سفره میکنه که بترسه دنبال دردسر نیوفته
خب طرف نمیخادت مگه زوره
طرف بچه داره ۲۰ ساله باهم زندگی میکنن بعد یجا میبینن باید جدا شن
و با خانوادت برید ازش شکایت کنید
اصلاااااا نترس اگه ذره ای فقط ذره ای بترسیییی خدا شاهده هر روز ازت سکس میخاد و دفعه بعدی فیلم سکس رو ازت میگره و تورو با اون تهدید میکنه
الان هیچ چیز خاصی نبوده
نهایت رفتی خونش و ی بغل و چار تا بدس بوده
نترس ب مامانت بگو ماجرا رو خاسی فیامم نشونش بده و برو ازش شکایت کن
ب پسره هم بگو برو فیلمو ب همه نشون بده اصلا برو تو کل شهر پخشش کن اصلا برو تو سر فلکه فیلمو بذار که همه مردم ببینن
وقتی ببینه ترسی نداری از اینکه فیلمت پخش بشه دیگه هیچ گوهی نمیخوره
رابط ات هم اصلا باهاش ادامه نده اون تو رو فقطططط واسه سکس میخاد
و گرن تهدیدت نمیکر
نه راه پس داریو نه راه پیش
میشه بگی کدوم شهری