تجربه دانشگاه راه دور رفتن :
پیام بچه هایی که راجب دانشگاه های راه دور و نزدیک حرف زدن بودن رو دیدم و خواستم یه چیزی بگم.
من حدود دو ساله دانشگاه را دور قبول شدم، از همون اول هم توی انتخاب رشته دانشگاه شهر خودمون رو آخر آخر آخر زده بودم.
برای یه سری از بچه ها که محیط خانواده سمیه. یا میخوان استقلال خودشونو داشته باشن یا اینکه عقاید مذهبیشون با خانوادشون فرق داره و حتی پوشش مورد نظرشونم نمیتونن با خیال راحت کنار خانواده داشته باشن باید بگم که دانشگاه راه دور بهترین گزینهست.
خیلی سختی داره بچه ها خصوصا اگه مثل من دوازده ساعت راهتون دور باشه ولی همچنان تک تک اون سختیا بهتر از موندن توی محیط سمی و خفقان آور و از دست دادن سلامت روانتونه.
البته ما وضعیت مالیمون چندان تعریفی نداره و خب طبیعتا این سختی برای من بیشتره، با این حال من بازم سلامت روانم رو انتخاب میکنم.
اگر محیط خانوادتون خوبه و باهاش اوکی اید، خودتونو با دانشگاه راه دور اذیت نکنید اما اگه مثل من تنها راه جداییتون دانشگاهه، این بهترین و کم خطر ترین مسیره فقط حواستون باشه از ازادیتون سو استفاده نکنید و توی هیچ چیزی زیاده روی نکنید خصوصا اگه مثل من دانشگاه مقصدتون تو شهر کوچیکیه، سریع تو کل دانشگاه حاشیه براتون ایجاد میشه.
یه سری کارای جدید رو امتحان کنید اما اصلا اصلا اصلا تا جای ممکن غیر قانونی نباشه مثل گل و مشروب و مواد و پارتی و ...
چون اگه بگیرنتون و شمام کسیو اینجا نداشته باشید خیلی براتون بد میشه.
تعادل رو حفظ کنید و تو اون چند سال سعی کنید دور از چشم خانوادتون تا میتونین پس انداز کنید تا بعد از اتمام تحصیل که برگشتین شهرتون و خواستین شغل پیدا کنید، سریع خونه جدا بگیرید.
خیلیا رو اینجا دیدم که کلا برنگشتن و همونجا با ارتباط با اساتید شغل پیدا کردن و همونجا خونه گرفتن، اینم راه خوبیه اگه کلا نمیخواید برگردید .
خلاصه که این سالم ترین راهه برای جدایی از خانواده سمی.
خیلی خیلی خیلی بهتر از استفاده از راه فرار ازدواجه. خصوصا اگه دختر هستین ازدواج اصلا راه مناسبی برای فرار از اون محیط نیست اصلا این اشتباهو نکنید.
استقلال و تصمیم گیری و مدیریت مالیتون هم بهتر میشه ولی بازم تکرار میکنم زیاده روی نکنید و تعادل رو حفظ کنید و امیدوارم اگه تو همچین خانوادهای دارید عذاب میکشید بهترین ها براتون اتفاق بیوفته.
- 🤗
پیام بچه هایی که راجب دانشگاه های راه دور و نزدیک حرف زدن بودن رو دیدم و خواستم یه چیزی بگم.
من حدود دو ساله دانشگاه را دور قبول شدم، از همون اول هم توی انتخاب رشته دانشگاه شهر خودمون رو آخر آخر آخر زده بودم.
برای یه سری از بچه ها که محیط خانواده سمیه. یا میخوان استقلال خودشونو داشته باشن یا اینکه عقاید مذهبیشون با خانوادشون فرق داره و حتی پوشش مورد نظرشونم نمیتونن با خیال راحت کنار خانواده داشته باشن باید بگم که دانشگاه راه دور بهترین گزینهست.
خیلی سختی داره بچه ها خصوصا اگه مثل من دوازده ساعت راهتون دور باشه ولی همچنان تک تک اون سختیا بهتر از موندن توی محیط سمی و خفقان آور و از دست دادن سلامت روانتونه.
البته ما وضعیت مالیمون چندان تعریفی نداره و خب طبیعتا این سختی برای من بیشتره، با این حال من بازم سلامت روانم رو انتخاب میکنم.
اگر محیط خانوادتون خوبه و باهاش اوکی اید، خودتونو با دانشگاه راه دور اذیت نکنید اما اگه مثل من تنها راه جداییتون دانشگاهه، این بهترین و کم خطر ترین مسیره فقط حواستون باشه از ازادیتون سو استفاده نکنید و توی هیچ چیزی زیاده روی نکنید خصوصا اگه مثل من دانشگاه مقصدتون تو شهر کوچیکیه، سریع تو کل دانشگاه حاشیه براتون ایجاد میشه.
یه سری کارای جدید رو امتحان کنید اما اصلا اصلا اصلا تا جای ممکن غیر قانونی نباشه مثل گل و مشروب و مواد و پارتی و ...
چون اگه بگیرنتون و شمام کسیو اینجا نداشته باشید خیلی براتون بد میشه.
تعادل رو حفظ کنید و تو اون چند سال سعی کنید دور از چشم خانوادتون تا میتونین پس انداز کنید تا بعد از اتمام تحصیل که برگشتین شهرتون و خواستین شغل پیدا کنید، سریع خونه جدا بگیرید.
خیلیا رو اینجا دیدم که کلا برنگشتن و همونجا با ارتباط با اساتید شغل پیدا کردن و همونجا خونه گرفتن، اینم راه خوبیه اگه کلا نمیخواید برگردید .
خلاصه که این سالم ترین راهه برای جدایی از خانواده سمی.
خیلی خیلی خیلی بهتر از استفاده از راه فرار ازدواجه. خصوصا اگه دختر هستین ازدواج اصلا راه مناسبی برای فرار از اون محیط نیست اصلا این اشتباهو نکنید.
استقلال و تصمیم گیری و مدیریت مالیتون هم بهتر میشه ولی بازم تکرار میکنم زیاده روی نکنید و تعادل رو حفظ کنید و امیدوارم اگه تو همچین خانوادهای دارید عذاب میکشید بهترین ها براتون اتفاق بیوفته.
- 🤗
تجربههای حرفهای
0
پسند
نظرات
937 نظردانشگای ایلام خوشه!
گفت یعنی چی گفتم خب تو دستش بزن تو سیخش بزن تو بهش پیشنهاد بده خلاصه هر بار این رفت دید یا دیدنش اومد هم خوشحال بود هم ناراحت . قبلاً هم حتی این موضوع رو اینجا گفتم حالا بگذریم ا اینکه بهش گفتم نه اینجوری نمیشه اینو باید ببریش توی خونه شلوارشو بکشی پایین تا مطمئن شی مشکلی داره یا نه 😂 خلاصه اینکه خودم به دوستم گفتم اصلاً چرا کافه چرا بیرون این دفعه بیا خونه خودم دعوتش کن . همه چی که هست از خودتون پذیرایی کنید و تازه بهش درخواست بده سک س میخوای و وادارش کن مجبورش کن چیزی که بهت میگم انجام بده خلاصه انجام داده بود اونجا فهمیده بود که پسره آلتش کوتاهه همه امتیازهای دیگش خوب بود وضع خانوادهاش فرهنگش پولش سوادش کلاسش فقط مشکله همون کوتاهی چیز داشت اونجا از من پرسید فردا من توی زندگی با این کوتاهی چیزش مشکل نمیخورم ؟؟
من بهش گفتم من چه بدونم من چی بگم که آیا مشکل میخوری یا نمیخوری.
گفت پسره
به من میگه تو رو خدا تو به هیچکس نگو ما که الان همه کارامون کردیم دیگه داریم قراره نامزد کنیم عقد و عروسی بیا این کارت مال تو موجودی کارت نزدیک ۱۲ تومان اما فعلاً این موضوع رو نه به پدر مادرم بگو نه به هیچ کس دیگه ازدواج که کردیم درستش میکنم.
الان یک سال میشه ازدواج کرده وقتی ازدواج کرد یه خورده مغرور شده بود و منم که پیگیر نبودم زیادی از هم خبر نداریم . خیلی کم دیر به دیر اگه ببینیم همو ولی خب مطمئن هستم که دختره دوستپسر هم داره 😐😐🚶🏻♀