تجربه رفتن به دانشگاه تو شهر خودمون :
سلام من دخترم و ۲۱سالمه و پیام اون دوستمون رو که درمورد دانشگاه شهر دور گفته بود دیدم و حرفش رو قبول دارم ولی می خوام تجربه خودم رو که همین شرایط رو داشتم بگم(اول اینکه همه چیز تقریبا به شخصیت شما بستگی داره که بتونید هرجایی خودتونو وفق بدید)
خب من دانشگاه شهرخودمون بودم که شهر نسبتا کوچیکی بود و دانشگاه دولتی هم بود ولی دانشگاه اصلا بزرگ نبود و امکانات و رسیدی نداشت و اصلا به دانشجو برای هیچ کاری پروبال نمیدادن و درنهایت به شما اینده ای از شغلتون نشون نمیدادن اما همونطور دوستمون گفت اپشنای دیگه ای داشتم مثلا هزینه زندگی کمتر بود اشناهای بیشتری داشتم دوستام رو راحت می دیدم رفتو امد بین دوتا شهر رو نداشتم و بخصوص از نظر غذا خیلی راحت بودم چرا چون من بعد این چهار ترم چندین مشکل گوارشی پیدا کردم سر سلف یا نداشتن رژیم و ممکنه شما اضافه وزن یا کاهش وزن پیدا کنید از طرفی پولم و وقتمو برای کلاس هایی که دوست داشتم صرف می کردم ولی دقیقا مثل دبیرستان بود اینکه اندکی استقلال پیدا کنم شرایط خوابگاه و دوریو یاد بگیرم نبود دقیقا ادامه دبیرستان بود شاید بعضیا بگن نه اصلا ما اینجوری نبودیم که بنظرم بستگی به بزرگ بودن اون شهر داره
و الان دوساله که دانشجو یه شهر کوچیک ترم ولییی یه دانشگاه خیلیی بهتر که با شهرخودم زیاد فاصله نداره من از وقتی وارد این دانشگاه شدم انقدر دانشجو محور هستن و اینده شغلی رو بهت نشون میدن تلاشم چندین برابر شده توی رشته ورزشیم امادم کردن و تونستم مقام بیارم و از وقتی اونجام می تونم حس کنم بخشی از این جامعه ام و نقشی دارم برعکس دانشگاه قبلی که دائم دانشجو رو می کوبیدنو خفه می کردن.
- 🐵
سلام من دخترم و ۲۱سالمه و پیام اون دوستمون رو که درمورد دانشگاه شهر دور گفته بود دیدم و حرفش رو قبول دارم ولی می خوام تجربه خودم رو که همین شرایط رو داشتم بگم(اول اینکه همه چیز تقریبا به شخصیت شما بستگی داره که بتونید هرجایی خودتونو وفق بدید)
خب من دانشگاه شهرخودمون بودم که شهر نسبتا کوچیکی بود و دانشگاه دولتی هم بود ولی دانشگاه اصلا بزرگ نبود و امکانات و رسیدی نداشت و اصلا به دانشجو برای هیچ کاری پروبال نمیدادن و درنهایت به شما اینده ای از شغلتون نشون نمیدادن اما همونطور دوستمون گفت اپشنای دیگه ای داشتم مثلا هزینه زندگی کمتر بود اشناهای بیشتری داشتم دوستام رو راحت می دیدم رفتو امد بین دوتا شهر رو نداشتم و بخصوص از نظر غذا خیلی راحت بودم چرا چون من بعد این چهار ترم چندین مشکل گوارشی پیدا کردم سر سلف یا نداشتن رژیم و ممکنه شما اضافه وزن یا کاهش وزن پیدا کنید از طرفی پولم و وقتمو برای کلاس هایی که دوست داشتم صرف می کردم ولی دقیقا مثل دبیرستان بود اینکه اندکی استقلال پیدا کنم شرایط خوابگاه و دوریو یاد بگیرم نبود دقیقا ادامه دبیرستان بود شاید بعضیا بگن نه اصلا ما اینجوری نبودیم که بنظرم بستگی به بزرگ بودن اون شهر داره
و الان دوساله که دانشجو یه شهر کوچیک ترم ولییی یه دانشگاه خیلیی بهتر که با شهرخودم زیاد فاصله نداره من از وقتی وارد این دانشگاه شدم انقدر دانشجو محور هستن و اینده شغلی رو بهت نشون میدن تلاشم چندین برابر شده توی رشته ورزشیم امادم کردن و تونستم مقام بیارم و از وقتی اونجام می تونم حس کنم بخشی از این جامعه ام و نقشی دارم برعکس دانشگاه قبلی که دائم دانشجو رو می کوبیدنو خفه می کردن.
- 🐵
تجربههای حرفهای
0
پسند
نظرات
590 نظرولی یکم به قانون جذب مشکوکم
قسمت هرانچه باشه واسه ادما همونه وهمونم میشه ... واینکه قانون جذب هم ب این صورته ک به هرانچه فکر کنی یهوو جذب میکنی حالا بستگی داره ب ادم که چطور فکر کنه ب انرژی منفی مثبت رسوندن ب اونه...
اینجور بحثا هرچی بیشتر کش پیدا کنه اعصاب خوردی و بی احترامی توش بیشتر میشه
اونی که تو رو میشناسه با حرف بقیه قضاوتت نمیکنه
پس بیخیال و کشش نده
اعصاب خودتم الکی برای مجازی خورد نکن