تجربه کسب مهارت تزریقات :
درود
من تابستونِ بعدِ سال نهم رفتم کلاس تزریقات
خانوادهم میگفتن که برم هلال احمر یا بگیرم ولی وقتی رفتم هلال احمر گفتن که باید یه دوره بگذرونم بعد تزریقات رو یاد میدن
ولی من میخواستم فقط تزریقات یاد بگیرم،
داییم بهم یه جا معرفی کرده بود که تو شیش ساعت تزریقات رو کامل آموزش میداد
رفتم اونجا و خیلی فضای مثبت و خوبی داشت خیلی خوشم اومد
کلاس شروع شد استاد یسری توضیحات داد تقریبا چهل دقیقه
بعدش یه عروسکِ باسن اورد آمپول زدن رو نشونمون داد😁
بعدش تزریق وریدی (سِرُم) رو توضیح داد؛
توضیحات کافی رو که داد استاد ازمون پرسید کسی هست که نخواد نمونه بشه؟ فکر کنم یه نفر دستشو اورد بالا؛ با اینکه همه استرس داشتیم ولی میخواستیم یاد بگیریم چون اگه کسی نمونه نمیشد کمتر میتونست برای بقیه هم سرم بزنه
برامون ستِ سِرُم اوردن و دونه دونه رو صندلی مینشستیم
همه چیز خوب بود، وسایل رو همون موقع جلوی چشممون باز میکردن و برای هر نفر سوزن رو عوض میکردن
من خودم خیلی خیلی استرس داشتم به طرز وحشتناکی به طوری که دست و پام رو گم کرده بودم
ولی خونسردیم رو تا حد زیادی حفظ کردم و کارم رو درست انجام دادم، چقد خوب بود که استاد بالا سرمون بود و حواسش به همه چیز بود
نوبت تمرین عملی تزریق عضلانی (باسن) که شد فقط دو نفر حاضر بودن نمونه بشن (فکر نکنم لازم باشه بگم که کلاس مردونه و زنونه جدا بود)
هیچی دیگه اون دو نفر برا همدیگه آمپول تقویتی زدن ما هم نگاه کردیم
من پدربزرگم و مادربزرگم و عمهم هم تزریق انجام میدن (چرا نرفتم از اونا یاد بگیرم؟ به نظرم کلاس کامل تره) تمرینات تزریقم رو تحت نظر اونا انجام دادم و الان دو ساله که تموم تزریقات خانواده رو من انجام میدم باید بگم علاوه بر کسب مهارت امتیاز اجتماعی دلپذیری داره پیشنهاد میکنم غافل نشید.
- 🩷
درود
من تابستونِ بعدِ سال نهم رفتم کلاس تزریقات
خانوادهم میگفتن که برم هلال احمر یا بگیرم ولی وقتی رفتم هلال احمر گفتن که باید یه دوره بگذرونم بعد تزریقات رو یاد میدن
ولی من میخواستم فقط تزریقات یاد بگیرم،
داییم بهم یه جا معرفی کرده بود که تو شیش ساعت تزریقات رو کامل آموزش میداد
رفتم اونجا و خیلی فضای مثبت و خوبی داشت خیلی خوشم اومد
کلاس شروع شد استاد یسری توضیحات داد تقریبا چهل دقیقه
بعدش یه عروسکِ باسن اورد آمپول زدن رو نشونمون داد😁
بعدش تزریق وریدی (سِرُم) رو توضیح داد؛
توضیحات کافی رو که داد استاد ازمون پرسید کسی هست که نخواد نمونه بشه؟ فکر کنم یه نفر دستشو اورد بالا؛ با اینکه همه استرس داشتیم ولی میخواستیم یاد بگیریم چون اگه کسی نمونه نمیشد کمتر میتونست برای بقیه هم سرم بزنه
برامون ستِ سِرُم اوردن و دونه دونه رو صندلی مینشستیم
همه چیز خوب بود، وسایل رو همون موقع جلوی چشممون باز میکردن و برای هر نفر سوزن رو عوض میکردن
من خودم خیلی خیلی استرس داشتم به طرز وحشتناکی به طوری که دست و پام رو گم کرده بودم
ولی خونسردیم رو تا حد زیادی حفظ کردم و کارم رو درست انجام دادم، چقد خوب بود که استاد بالا سرمون بود و حواسش به همه چیز بود
نوبت تمرین عملی تزریق عضلانی (باسن) که شد فقط دو نفر حاضر بودن نمونه بشن (فکر نکنم لازم باشه بگم که کلاس مردونه و زنونه جدا بود)
هیچی دیگه اون دو نفر برا همدیگه آمپول تقویتی زدن ما هم نگاه کردیم
من پدربزرگم و مادربزرگم و عمهم هم تزریق انجام میدن (چرا نرفتم از اونا یاد بگیرم؟ به نظرم کلاس کامل تره) تمرینات تزریقم رو تحت نظر اونا انجام دادم و الان دو ساله که تموم تزریقات خانواده رو من انجام میدم باید بگم علاوه بر کسب مهارت امتیاز اجتماعی دلپذیری داره پیشنهاد میکنم غافل نشید.
- 🩷
تجربههای آرایشگری و آموزش
0
پسند
نظرات
536 نظراز شوخی که بگذریم ببین در قفسشون همیشه باز بزار و اونا خودشون وقتی ببینن در بازه یان بیرون اول نگاه میکنن از روی قفس آویزون میشن و بعد احساس امنیت که بکنن خودشون میان و میرن ولی اگر دیدی نتیجهای نداد . هر نوع حیوان رو خواستی باهات دوست بشه باید مرگ به چشمش ببینه . و اونجا شما باید نجات دهندش بشی ببین چی دارم میگم نجات دهندهاش . اون وقت با تو دوست میشه هر چقدر میخواد درنده باشه حالا نمیدونم فهمیدی مفهوم حرفمو یا نه😊😊🚶🏻♀🚶🏻♀
نر که کلا تو قفسه ماده هم گهگاهی که در قفس بازه خودش میاد بیرون میره داخل
خیلی آروم روی سینه خودت نگهش دار تا بهت اعتماد کنه. تو خونه بیشتر آزاد بزارشون.
وقتی از قفس در میاریش اول بزارش روی دوشت تا به محیط عادت کنه.
ضمنا اگر تازگی خریدی، حدود یک هفته تا ۱۰ روز بزار تو قفس بمونن تا به محیط خونه آشنا بشن.
جوانه گندم تهیه کن و از دستت بهشون بده بخورن تا آروم بشن.
تو بغل گرفتن و روی دوش گذاشتن و آزاد بودن خیلی مهمه.
امیدوارم کار هیچکس به بیمارستان و دادگاه و کلانتری نیوفته
چون واقعا تو این روزا مریضی خیلی سخته جدا از بحث مالیش یه شری بیماریای خاص سخت دارو پیدا میکنن و حتا دکترا هم خیلیاشون مهاجرت کردن و نیستن
ایشالا همشون خوب بشن
ما که خاطره بد داریم
بعضی افراد خیلی مظلومن مثلا اونایی که متاسفانه ( ایشالا سالم سلامت باشن) سرطانی ها معمولا اگر رگ پیدا نشه با اون وضعیت کج دار مریض مجبورن برن اتاق عمل برا رگ