تجربه ی سقط جنین :
سلام امیدوارم خوب باشین، خب این تجربه مربوط میشه به سه سال پیش. بااینکه امکانش یک در میلیون بود من باردار شده بودم و خبر نداشتم فقط احساس دلدرد داشتم گاهی قسمت پایینی شکمم درد میگرفت و سریع خوب میشد و به شدت اشتهام زیاد شده بود و اطرافیان مرتب میگفتن چاق شدی، من نامزدی بودم و خیلی رابطه مراقبت شده ای داشتیم ولی متاسفانه اتفاق افتاد. خیلی ترسیده بودم وقتی که فهمیدم، هیچی برام مهم نبود جز اینکه آبروم حفظ بشه به خیلی چیزا فکر میکردم اینکه فرار کنیم کسی نفهمه یا هرچیز دیگه ای. توی شرایط بدی بودیم و حتی عقد هم نکرده بودیم بدون اینکه برم دکتر قرص سقط تهیه کردیم و استفاده کردم، میتونم بگم واقعا اون شب بدترین شب زندگیم بود که تا صبح از درد روحی و جسمی شدید زار زدم. تو اوج تابستون بود و تب و لرز شدید داشتم. خیلی تجربه تلخی بود و اینکه هیچکس نباید میفهمید و سنگینی دردش فقط رو شونه خودم بود تلخ ترش میکرد. دخترای عزیز ار شرایط بچه دار شدن یا قصدش رو ندارین خیلی مواظب باشین چون این زخم خیلی عمیقه و همیشه باهاتون میمونه.
ببخشید طولانی شد.مواظب خودتون و سلامتیتون باشین❤️.
- 😐
سلام امیدوارم خوب باشین، خب این تجربه مربوط میشه به سه سال پیش. بااینکه امکانش یک در میلیون بود من باردار شده بودم و خبر نداشتم فقط احساس دلدرد داشتم گاهی قسمت پایینی شکمم درد میگرفت و سریع خوب میشد و به شدت اشتهام زیاد شده بود و اطرافیان مرتب میگفتن چاق شدی، من نامزدی بودم و خیلی رابطه مراقبت شده ای داشتیم ولی متاسفانه اتفاق افتاد. خیلی ترسیده بودم وقتی که فهمیدم، هیچی برام مهم نبود جز اینکه آبروم حفظ بشه به خیلی چیزا فکر میکردم اینکه فرار کنیم کسی نفهمه یا هرچیز دیگه ای. توی شرایط بدی بودیم و حتی عقد هم نکرده بودیم بدون اینکه برم دکتر قرص سقط تهیه کردیم و استفاده کردم، میتونم بگم واقعا اون شب بدترین شب زندگیم بود که تا صبح از درد روحی و جسمی شدید زار زدم. تو اوج تابستون بود و تب و لرز شدید داشتم. خیلی تجربه تلخی بود و اینکه هیچکس نباید میفهمید و سنگینی دردش فقط رو شونه خودم بود تلخ ترش میکرد. دخترای عزیز ار شرایط بچه دار شدن یا قصدش رو ندارین خیلی مواظب باشین چون این زخم خیلی عمیقه و همیشه باهاتون میمونه.
ببخشید طولانی شد.مواظب خودتون و سلامتیتون باشین❤️.
- 😐
تجربههای زایمان و حاملگی
0
پسند
نظرات
1445 نظرفقط یکچیزی شنیدی و تکرار میکنی
بچه هایی اون بیرون هستند که گدایی میکنند
که خرید و فروش میشند
که حسرتشون یه شام خوب
یه شب بی دعوا
با یه بسته مداد شمعی واسه نقاشی
چی از این بچه ها میدونی که حکم بدنیا اومدن شون رو هم میدی؟
اون نامزد با مسئولیتت کجا بود موقعی که تو درد داشتی
سلامتیت قیز هیچی
خوبم ممنون
چخبر
حالا بالاخره شده، باید مسئولیتش رو به عهده میگرفتن. اینم از این
حالا شما چرا این اشتباهو توجیه میکنی؟