U

کاربر ناشناس

تجربه به اشتراک گذاشته شده
July 19, 2026 at 03:02 PM
Post Image
تجربه کار در شیرخوارگاه :

سلام وقت بخیر
تجربه کار توی شیرخوارگاه برای من فقط یه تجربه کاری ساده نیست. من به عنوان پرستار و مسئول شیفت، هر روز با قسمت‌های مختلفی از این کار روبه‌رو می‌شم؛ هم لحظه‌های خیلی شیرین داره و هم سختی‌هایی که شاید خیلی‌ها از بیرون نبینن.

یکی از بزرگ‌ترین مشکلات، کمبود نیروئه. تعداد بچه‌ها زیاده و نیروی کافی وجود نداره، برای همین فشار کاری خیلی بالاست و شیفت‌ها واقعاً سنگین می‌شن. بعضی روزها ممکنه چند تا از بچه‌ها نیاز داشته باشن برن دکتر و هم‌زمان باید حواسمون به بقیه بچه‌ها هم باشه. شب‌ها هم خیلی وقت‌ها خواب درست و حسابی نداریم و ممکنه چند بار برای گریه، بی‌قراری یا نیازهای مختلف بچه‌ها بیدار بشیم.

کار با بچه‌ها همیشه هم اون‌قدر که از بیرون شیرین به نظر میاد، راحت نیست. گاهی از روی بی‌قراری گازت می‌گیرن، موهات رو می‌کشن یا حتی می‌زننت. وقتی این خستگی و کم‌خوابی کنار مسئولیت مراقبت از چند تا بچه قرار می‌گیره، واقعاً فشار زیادی به آدم وارد می‌شه.

کار کردن با همکار بد اخلاق یا کسی که همکاری لازم رو نداره هم خودش یه داستان جداست. وقتی نیرو کمه و شیفت سنگینه، همکاری بین همکارها خیلی مهمه و وقتی این همکاری وجود نداشته باشه، فشار کار چند برابر می‌شه.

یکی از سخت‌ترین قسمت‌های این کار برای من، بچه‌هایی هستن که به خاطر معلولیت یا شرایط خاص، امکان رفتن به خانواده رو ندارن. یا بچه‌هایی که یه مدت به آغوش خانواده می‌رن و بعد دوباره برمی‌گردن. دیدن این رفتن‌ها و برگشتن‌ها واقعاً آسون نیست. وقتی به یه بچه دل می‌بندی و خوشحال می‌شی که قراره بالاخره یه خانواده داشته باشه، برگشتنش می‌تونه از نظر روحی خیلی سخت باشه. 🥺🤍

در کنار همه این‌ها، حقوق کم و گاهی پرداخت نشدن حقوق سر موقع هم وجود داره. با این حجم از مسئولیت و فشار کاری، این موضوع واقعاً خسته‌کننده‌ست.

فرسودگی شغلی توی این کار زیاده. وقتی کمبود نیرو، شیفت‌های سنگین، بی‌خوابی، فشار کاری و فشار روحی برای مدت طولانی ادامه پیدا می‌کنه، آدم کم‌کم هم از نظر جسمی و هم روحی خسته می‌شه. از طرفی امکان تبدیل وضعیت هم وجود نداره و امنیت شغلی مشخصی نداریم، برای همین آینده شغلی هم همیشه یه نگرانیه.

با همه این سختی‌ها، هنوز لحظه‌هایی هست که یه بچه با آروم شدن توی بغلت، لبخند زدن یا فقط گرفتن دستت، باعث می‌شه برای چند لحظه همه خستگی‌هات رو فراموش کنی.

کار توی شیرخوارگاه برای من ترکیبیه از عشق، مسئولیت، خستگی، بی‌خوابی، فشار کاری، فرسودگی و دلتنگی؛ کاری که خیلی وقت‌ها خسته‌ات می‌کنه، اما گاهی یه لبخند کوچیک از یه بچه باعث می‌شه دوباره دلت گرم بشه.
- 🍼
تجربه‌های حرفه‌ای
0 پسند

نظرات

404 نظر
A
Atena140082
July 19, 2026 at 05:44 PM
خدا صبرت بده خاهر من یه بچه پنج‌ماهه دارم. شب خاب ندارم حموم‌رفتن هام پنج‌ دقیقه ای شده یه زمان کوچیک‌برا خودم‌ندارم بشینم‌چای بخورم همیشه غذام‌یا داغ باید بخورم یا سرد ....
ولی تموم‌اینا به یه لبخند پسرم میرزه وقتی نگاش میکنم میخنده و‌میدونه من هستم پیشش ...
وقتی میرم‌بالا سرش بال بال میزنه منو بغل کن 🥺🥺🥺
0 پسند
A
ناشناس
July 19, 2026 at 05:40 PM
گرفتنش بابا
0 پسند
A
ناشناس
July 19, 2026 at 05:35 PM
نه بابا الکی میگن‌نمتونی تکون بدی بزن چیزی نیست
0 پسند
A
ناشناس
July 19, 2026 at 05:26 PM
همین بی نظمی تو تسویه حقوقیه ک خیلیا بیکاری و ب کاربدون حقوق ک نوعی بیگاریه ترجیح میدن
0 پسند
S
saharTHEsahar
July 19, 2026 at 05:24 PM
فرشته ی بدون بالی تو عزیز دلم. اجرت با خداست
0 پسند
A
ناشناس
July 19, 2026 at 05:06 PM
چطوره میشه تو این مراکز استخدام شد؟
0 پسند
P
parisamwm
July 19, 2026 at 05:01 PM
0 پسند
A
ناشناس
July 19, 2026 at 05:00 PM
0 پسند
A
ناشناس
July 19, 2026 at 04:59 PM
اره باید بزنی
بستگی داره بعد دور روز قراره چیکار کنی
در اون حدم نیست که اصلا نتونی تکونش بدی ، مثلا اگه بخوای دستتو بگیری بالا یا چیزی بزاری رو بلندی سخته
0 پسند
A
ناشناس
July 19, 2026 at 04:59 PM
باید حتمن بزنی اونقدرم که میگن درد ندارم جای که آمپول زدن دو روز دردمیکنن
0 پسند

ثبت نظر شما