تجربه تحصیل در دانشگاه مازندران :
من ۴ سال توی این دانشگاه درس خوندم. چون غیر بومی بودم بیشتر توی خوابگاه اقامت داشتم و خیلی کم میرفتم خونه.
سطح علمی متوسطی داره یعنی میشه گفت اگه کل دانشگاه های دولتی کشور رو توی ۳ سطح دسته بندی کنیم میشه جزو دانشگاه های سطح ۲. استادای خوب داره استادای عجیب غریب هم داره که سواد آنچنانی نداشته باشن و با مقاله دانشجوها رفته باشن بالا.
این دانشگاه دولتیه و دانشگاه مادر استان مازندران هست. همه ی رشته ها رو داره به جز پزشکی و پیراپزشکی. توی شهر بابلسره و یه خوبی که داره از دانشگاه تا ساحل کلا ۱۵ دقیقه پیاده روی داره . در ضمن به خاطر آب و هوای مازندران این دانشگاه سبزترین دانشگاه کشوره . یعنی زمینای خالی هم که تو دانشگاه ول شده یه علفی درومده و بیابونی نداره اصلا. انواع جک و جونور مثله مار و موش و حلزون و لیسه و اسب و مخصوصا شغال هم هم توی خوابگاه و هم توی دانشگاه دیده میشه. پر از درخت و گل و گیاهه . درخت انار و پرتقال و نارنگی و خرمالو و گردو و توت و ازگیل و اینا هم داره. خوابگاه های دولتی و خودگردان هم همه تقریبا نزدیک به دانشگاه هستن . از اول تا آخر دانشگاه بخوای پیاده روی کنی حدود یه ۴۰ دقیقه ای میشه. اگر فاصلت بیشتر از ۱۰۰ کیلومتر باشه تا بابلسر بهت خوابگاه دولتی تعلق میگیره وگرنه باید یا رفت و آمد کنی یا بری خودگردان. مثلا بچه های بابل ۳۰ دقیقه فاصله دارن تا بابلسر با ماشین معمولا رفت و آمد میکنن. کلا شهر ها به هم خیلی نزدیک هستن و اگه مثلا تفریحی میخواین برین یه شهر دیگه راحت میتونین هر آخر هفته برنامه بچینین یه شهر برین.
برای ورود به خوابگاه و دانشگاه حتما باید اثر انگشت بزنید . اگه دختر باشین باید هز شب ساعت ۸ تا ۱۰ اثر انگشت بزنین حضورتونو ثبت کنین. علاوه بر اون هر شب میان دم اتاقا حضور غیاب. خوابگاه دخترونش ۸ تا ساختمون داره فعلا که فقط ۲ تاشون کولر دارن. وقتی بهار و تابستون میشه هوای شرجی واقعا خیییلی طاقت فرساست. توی بعضی ساختمون ها پنکه رومیزی رو زدن به سقف و واقعا اصلا جواب نمیده یه موقع هایی رطوبت ۹۸ درصده و خیییلی شرایط سخت میشه خصوصا که موقع امتحانا هم هست اون موقع ها . فضای شخصی نسبت به هر کس خیلی کوچیکه و حریم شخصی هم معنایی نداره زیاد . عایق بندی نداره دیوار ها و قشنگ صدای اتاق بغلی رو میشنوی و یکی حای گوشیشو بزنه تو شارژ میفهمی . اگه گوشیت نزدیک دیوار باشه ویبره بده میده اتاق بغلی صداش. خود شهر بابلسر خیلی دانشجوییه و بابلسری ها هم خیلیهاشون مهاجرن و از جاهای دیگه اومدن. مازندرانی ها هم مثله همه جا خوب و بد دارن ولی در کل یه کم فضول هستن . آدمای پرسروصدایی هستن و خیلی بلند حرف میزنن که شاید یکی که ندونه فکر کنه دارن دعوا میکنن . یه کوچولو هم تند هستن.
و اما غذای دانشگاه که سال به سال داره کیفیتش میاد پایین. جوجه هایی که میدن وسطش گاها کاملا صورتیه و نپخته . خیلی از مواقع بچه ها حشره و کرم و کوف و زهر مار پیدا کردن تو غذاهاشون. اعتراض هم کردن جوابی که گرفتن: فصل حشراته ما نمیتونیم کاری بکنیم. این غذاها تو خونه تون گیرتون نمیاد بخورین ایراد نگیرین😑
اگه عاشق طبیعت و طبیعت گردی هستین میتونین تور بگیرین یه روزه هر هفته یه جا برین قیمت تور های یه روزه هم معمولا حول و حوش ۱ تومنه با دلار ۱۷۵ تومن. قیمت کافه های بابلسر هم نزدیک به تهرانه یه کمی کمتر اگه اهل کافه گردی هستین.
رشته به رشته فرق داره ولی خب اینجا آدمای خییلی کمی هستن که اومدن دانشگاه که صرفا مدرک بگیرن و دانشگاه اومده باشن. کسایی که با این دید میان نمیتونن تموم کنن و معمولا انصراف میدن یا مشروط و اخراج. شاید بعضی رشته ها ورود بهشون خیلی آسون باشه مثله مثلا مهندسی مکانیک دانشگاه مازندران. ولی اگه درس نخونی نمیتونی از پسش بر بیای. یا مثلا رشته علوم دریایی ۴۰ نفر ورودی داشت و ورود بهش اصلا سخت نبود ولی فقط ۱۰ نفر باقی موندن بقیه یا انصراف دادن یا مشروط شدن اخراج شدن. خواستم بگم با این دید که دیگه درس به چه درد میخوره نمیخوام بخونم و میخوام فقط مدرک بگیرم برم نیایین این دانشگاه. حتی تنبل ترین ها هم توی این دانشگاه درس میخونن. کسایی که خیلی شل میگیرن دووم نمیارن. خیلی ها هم توی همین دانشگاه سیگاری میشن گل میکشن و حامله میشن. خیلی ها هم فاند میگیرن میرن خارج از کشور . هم توی خوابگاه و هم توی دانشگاه آدما از همه قشری هستند . یه نقطه مشترکی که همه شون دارن اینه که درس میخونن یا میخوندن. هم پولدار هم متوسط هم ضعیف . اینم از تجربه من از تحصیل توی این دانشگاه. امیدوارم به دردتون بخوره.
- 😒
من ۴ سال توی این دانشگاه درس خوندم. چون غیر بومی بودم بیشتر توی خوابگاه اقامت داشتم و خیلی کم میرفتم خونه.
سطح علمی متوسطی داره یعنی میشه گفت اگه کل دانشگاه های دولتی کشور رو توی ۳ سطح دسته بندی کنیم میشه جزو دانشگاه های سطح ۲. استادای خوب داره استادای عجیب غریب هم داره که سواد آنچنانی نداشته باشن و با مقاله دانشجوها رفته باشن بالا.
این دانشگاه دولتیه و دانشگاه مادر استان مازندران هست. همه ی رشته ها رو داره به جز پزشکی و پیراپزشکی. توی شهر بابلسره و یه خوبی که داره از دانشگاه تا ساحل کلا ۱۵ دقیقه پیاده روی داره . در ضمن به خاطر آب و هوای مازندران این دانشگاه سبزترین دانشگاه کشوره . یعنی زمینای خالی هم که تو دانشگاه ول شده یه علفی درومده و بیابونی نداره اصلا. انواع جک و جونور مثله مار و موش و حلزون و لیسه و اسب و مخصوصا شغال هم هم توی خوابگاه و هم توی دانشگاه دیده میشه. پر از درخت و گل و گیاهه . درخت انار و پرتقال و نارنگی و خرمالو و گردو و توت و ازگیل و اینا هم داره. خوابگاه های دولتی و خودگردان هم همه تقریبا نزدیک به دانشگاه هستن . از اول تا آخر دانشگاه بخوای پیاده روی کنی حدود یه ۴۰ دقیقه ای میشه. اگر فاصلت بیشتر از ۱۰۰ کیلومتر باشه تا بابلسر بهت خوابگاه دولتی تعلق میگیره وگرنه باید یا رفت و آمد کنی یا بری خودگردان. مثلا بچه های بابل ۳۰ دقیقه فاصله دارن تا بابلسر با ماشین معمولا رفت و آمد میکنن. کلا شهر ها به هم خیلی نزدیک هستن و اگه مثلا تفریحی میخواین برین یه شهر دیگه راحت میتونین هر آخر هفته برنامه بچینین یه شهر برین.
برای ورود به خوابگاه و دانشگاه حتما باید اثر انگشت بزنید . اگه دختر باشین باید هز شب ساعت ۸ تا ۱۰ اثر انگشت بزنین حضورتونو ثبت کنین. علاوه بر اون هر شب میان دم اتاقا حضور غیاب. خوابگاه دخترونش ۸ تا ساختمون داره فعلا که فقط ۲ تاشون کولر دارن. وقتی بهار و تابستون میشه هوای شرجی واقعا خیییلی طاقت فرساست. توی بعضی ساختمون ها پنکه رومیزی رو زدن به سقف و واقعا اصلا جواب نمیده یه موقع هایی رطوبت ۹۸ درصده و خیییلی شرایط سخت میشه خصوصا که موقع امتحانا هم هست اون موقع ها . فضای شخصی نسبت به هر کس خیلی کوچیکه و حریم شخصی هم معنایی نداره زیاد . عایق بندی نداره دیوار ها و قشنگ صدای اتاق بغلی رو میشنوی و یکی حای گوشیشو بزنه تو شارژ میفهمی . اگه گوشیت نزدیک دیوار باشه ویبره بده میده اتاق بغلی صداش. خود شهر بابلسر خیلی دانشجوییه و بابلسری ها هم خیلیهاشون مهاجرن و از جاهای دیگه اومدن. مازندرانی ها هم مثله همه جا خوب و بد دارن ولی در کل یه کم فضول هستن . آدمای پرسروصدایی هستن و خیلی بلند حرف میزنن که شاید یکی که ندونه فکر کنه دارن دعوا میکنن . یه کوچولو هم تند هستن.
و اما غذای دانشگاه که سال به سال داره کیفیتش میاد پایین. جوجه هایی که میدن وسطش گاها کاملا صورتیه و نپخته . خیلی از مواقع بچه ها حشره و کرم و کوف و زهر مار پیدا کردن تو غذاهاشون. اعتراض هم کردن جوابی که گرفتن: فصل حشراته ما نمیتونیم کاری بکنیم. این غذاها تو خونه تون گیرتون نمیاد بخورین ایراد نگیرین😑
اگه عاشق طبیعت و طبیعت گردی هستین میتونین تور بگیرین یه روزه هر هفته یه جا برین قیمت تور های یه روزه هم معمولا حول و حوش ۱ تومنه با دلار ۱۷۵ تومن. قیمت کافه های بابلسر هم نزدیک به تهرانه یه کمی کمتر اگه اهل کافه گردی هستین.
رشته به رشته فرق داره ولی خب اینجا آدمای خییلی کمی هستن که اومدن دانشگاه که صرفا مدرک بگیرن و دانشگاه اومده باشن. کسایی که با این دید میان نمیتونن تموم کنن و معمولا انصراف میدن یا مشروط و اخراج. شاید بعضی رشته ها ورود بهشون خیلی آسون باشه مثله مثلا مهندسی مکانیک دانشگاه مازندران. ولی اگه درس نخونی نمیتونی از پسش بر بیای. یا مثلا رشته علوم دریایی ۴۰ نفر ورودی داشت و ورود بهش اصلا سخت نبود ولی فقط ۱۰ نفر باقی موندن بقیه یا انصراف دادن یا مشروط شدن اخراج شدن. خواستم بگم با این دید که دیگه درس به چه درد میخوره نمیخوام بخونم و میخوام فقط مدرک بگیرم برم نیایین این دانشگاه. حتی تنبل ترین ها هم توی این دانشگاه درس میخونن. کسایی که خیلی شل میگیرن دووم نمیارن. خیلی ها هم توی همین دانشگاه سیگاری میشن گل میکشن و حامله میشن. خیلی ها هم فاند میگیرن میرن خارج از کشور . هم توی خوابگاه و هم توی دانشگاه آدما از همه قشری هستند . یه نقطه مشترکی که همه شون دارن اینه که درس میخونن یا میخوندن. هم پولدار هم متوسط هم ضعیف . اینم از تجربه من از تحصیل توی این دانشگاه. امیدوارم به دردتون بخوره.
- 😒
تجربههای حرفهای
0
پسند
نظرات
417 نظر•
━┅┅ ✦ ┅┅━
• لینک گروه :
🔗 https://t.me/+AsV5feO-zgU5M2I0
اما تبلیع تجزیه طلبی حتی به اسم اوردنشم خطاس
اینو باید مقصر در رژیم دید
ولی یه سری بحثا فرق داره
مثلا بحث همین بومی بودنا
من یه شهرستان کوچیک زندگی میکنم کلی جوون بیکار هم توی شهره که مال همین شهرن ولی فرماندار یا شهردار که غیر بومی هستن اکثر پستای کاری رو به کسایی میدن که از شهر خودشونن یا یه نسبتی دارن
و اون جوونی که تحصیلات داره مهارت داره از همون شهره بیکار میمونه یا مجبوره بره کارگری کنه حالا فامیل فلان شهر که از فلان شهره با یه مدرک غیر مرتبط اومده رو کار
مردم بومی یه شهر از اینا ناراضین و واقعا به حقه
همه بومی ایرانیم
ایران خونه ماست حق داریم هر جا خواستیم زندگی کنیم
بابتش پول میدیم
من خودم لازم باشه میرم تبریز خونه میخرم
کسی دست خره منم نمیتونه بخوره
واسه کسی تعیین تکلیف نکن
تجزیه طلب در شمالغرب و غرب و شمال و و جنوب نیست تجزیه طلب قماش بیسواد بیفرهنگی هستن که از بطن جهل و پای منقل پا میشن ادعای سلطه میکنن
هر چند که چشم پوشی نمیشه کرد از اینکه بابت این خرف های امثال شماها تمام طبیعت اکوسیستم داره نابود میشه
پس شمال نه مال تهرانیاست نه برای اونایی که قبلش اونجا ساکن بودن
هرجای دنیا رو نگاه کنی توریست یعنی شکوفایی اقتصادی(در کنار تمام بدی هایی که داره) برای همینه که میگن حتی تو مغازه های شمال جنس های کارخونه ای که قیمت زده روش هم چند برابر میگن..
این حجم از توریست هم بخاطر مردم شمال نیست بخاطر آب و هوای دریای و جنگل شماله که سند نخورده به نام جمعیت شمالی
اونایی هم که خورده با اشتیاق زیاد فروخته شده به همان دسته سرمایه گذارانی که عمدتا میگیم تهرانی
و حالا همون افراد معتقدند چرا اینا اومدن اینجا؟ خراب کردن محل زندگی مارو(در صورتی که این نیست و اگه یه روز توریست ها از شمال خارج بشن همین بلایی سر شمال میاد که سر کیش اومده.
نون خیلی از شمالیا از همین توریست هاست)