تجربه آشنایی در مجازی :
سلام
پیشاپیش بابت طولانی بودن متن معذرت میخوام
اما بشدت بهتون پیشنهاد میکنم بخونید که آگاه بشید
مرداد ماه بود که من داخل اینستاگرام با یه آقا آشنا شدم و ایشون خیلی اصرار به آشنایی داشتن
اوایل از ظاهرش زیاد خوشم نیومد و کم کم که گذشت به بهونه های مختلف پیام میداد و
و مرور زمان باعث شد با این آقا وارد رابطه شم و از لحاظ مالی هم خیلی اوکی بود.
و اینجوری بود که ما هر صبح به هم صبح بخیر میگفتیم و تا شب مدام از طریق چت یا تماس باهم در ارتباط بودیم
و شب ها حدودا تا ساعتهای 2و3 با هم چت میکردیم و در هفته هم دوبار هم رو میدیدیم
و این شد بود یه روتین و معمولا خلاف این نبود.حتی یک روز نبود که من از این آقا صبح به خیر دریافت نکرده بودم.
داخل پیج اینستاگرامش هم فقط عکسای خودش بود و یه سری دختر هم درکنار پیجهایی که دنبال کرده بود فالو داشت که بعدا که بهش گفتم آنفالو کرد.
ما داخل یه استان زندگی میکردیم ولی اون شهرستان بود و حدودا نیم ساعت بامن فاصله داشت. اما خب ما مرتب همدیگرو میدیدیم
بعد از شیش ماه رابطه از طریق یکی از بچههای دانشگاه که با این آقا همشهری بود،من راجع به این آقا پرسیدم و بعد از پرسوجو فهمیدم که زن داشته و حتی یه بچه یکساله
و باورش واقعا برام سخت بود.
حتی این آقا داخل پیجش زنش رو نداشته
و حتی با من تا ساعتای حدودا 2 شب چت میکرده و حتی تلفنی صحبت میکردیم هر روز
اون شخص برگشت بهم گفت این آقا کلا از خانوادش فراریع و به ندرت خونه میره و اصلا زن و بچش رو گردن نمیگیره و گویا یبار دیگه هم جدا شده.و کلا همه چی رو با عکس بهم نشون داد(شهرستان کوچیکی بود و معمولا بقیه هم رو میشناختن)
همینجوری که من پشمام ریخته بود حتی به اون آدمم نگفتم که فهمیدم
خطم رو شکستم و به ابدیت پیوستم
خواهشا حواستون باشه
عوضی بودن بعضی آدما واقعا حدی نداره
من هیچچچچچ رفتار مشکوکی از این مرد ندیدم و حتی برام سوال شد زن این آقا واقعا گوشی شوهرش رو چک نمیکنه ؟؟؟
و فهمیدم نه چک نمیکنه چون بعضی زن ها این رو میدونن و مجبورن زندگی کنن
اینم بگم که این آقا همه چی حتی سنش رو هم به من دروغ گفته بود.و اینکه تنها پیج اینستاگرامش هم همون بوده
یعنی رن این آقا از اون پیج هم خبر داشته اما هیچوقت نگفته چرا من رو فالو نداری.
دخترا این روزا خیلی مراقب باشید
برای من تجربه به شدت سختی بود
امیدوارم پیش نیاد براتون.
- 🐱
سلام
پیشاپیش بابت طولانی بودن متن معذرت میخوام
اما بشدت بهتون پیشنهاد میکنم بخونید که آگاه بشید
مرداد ماه بود که من داخل اینستاگرام با یه آقا آشنا شدم و ایشون خیلی اصرار به آشنایی داشتن
اوایل از ظاهرش زیاد خوشم نیومد و کم کم که گذشت به بهونه های مختلف پیام میداد و
و مرور زمان باعث شد با این آقا وارد رابطه شم و از لحاظ مالی هم خیلی اوکی بود.
و اینجوری بود که ما هر صبح به هم صبح بخیر میگفتیم و تا شب مدام از طریق چت یا تماس باهم در ارتباط بودیم
و شب ها حدودا تا ساعتهای 2و3 با هم چت میکردیم و در هفته هم دوبار هم رو میدیدیم
و این شد بود یه روتین و معمولا خلاف این نبود.حتی یک روز نبود که من از این آقا صبح به خیر دریافت نکرده بودم.
داخل پیج اینستاگرامش هم فقط عکسای خودش بود و یه سری دختر هم درکنار پیجهایی که دنبال کرده بود فالو داشت که بعدا که بهش گفتم آنفالو کرد.
ما داخل یه استان زندگی میکردیم ولی اون شهرستان بود و حدودا نیم ساعت بامن فاصله داشت. اما خب ما مرتب همدیگرو میدیدیم
بعد از شیش ماه رابطه از طریق یکی از بچههای دانشگاه که با این آقا همشهری بود،من راجع به این آقا پرسیدم و بعد از پرسوجو فهمیدم که زن داشته و حتی یه بچه یکساله
و باورش واقعا برام سخت بود.
حتی این آقا داخل پیجش زنش رو نداشته
و حتی با من تا ساعتای حدودا 2 شب چت میکرده و حتی تلفنی صحبت میکردیم هر روز
اون شخص برگشت بهم گفت این آقا کلا از خانوادش فراریع و به ندرت خونه میره و اصلا زن و بچش رو گردن نمیگیره و گویا یبار دیگه هم جدا شده.و کلا همه چی رو با عکس بهم نشون داد(شهرستان کوچیکی بود و معمولا بقیه هم رو میشناختن)
همینجوری که من پشمام ریخته بود حتی به اون آدمم نگفتم که فهمیدم
خطم رو شکستم و به ابدیت پیوستم
خواهشا حواستون باشه
عوضی بودن بعضی آدما واقعا حدی نداره
من هیچچچچچ رفتار مشکوکی از این مرد ندیدم و حتی برام سوال شد زن این آقا واقعا گوشی شوهرش رو چک نمیکنه ؟؟؟
و فهمیدم نه چک نمیکنه چون بعضی زن ها این رو میدونن و مجبورن زندگی کنن
اینم بگم که این آقا همه چی حتی سنش رو هم به من دروغ گفته بود.و اینکه تنها پیج اینستاگرامش هم همون بوده
یعنی رن این آقا از اون پیج هم خبر داشته اما هیچوقت نگفته چرا من رو فالو نداری.
دخترا این روزا خیلی مراقب باشید
برای من تجربه به شدت سختی بود
امیدوارم پیش نیاد براتون.
- 🐱
تجربههای ازدواج و روابط
0
پسند
نظرات
615 نظر◽️ حقیقت ماجرا اما چیز دیگری است. این درست است که تصویر در خلیج آلاسکا ثبت شده، اما نه جایی که آبهای دو اقیانوس به هم میرسند. محل ثبت تصویر در فاصلهای نهچندان دور از ساحل قرار دارد، جایی که رودهای حامل آبهای تازهذوبشده از یخچالهای روی خشکی، به خلیج میریزند و به آبهای شور اقیانوس آزاد میرسند و بتدریج با آن ترکیب می شوند.
❗️اما چرا رنگ اولی آبی روشن و رنگ دیگری، آبی تیره است؟
◽️ «کنث برلند» (Kenneth Bruland) استاد علوم اقیانوسی در دانشگاه کالیفرنیا-سانتاکروز، عکاس همان تصویری است که سال 2007 (1386) به فضای سایبری راه یافت. آن سال، او همراه با گروهی از پژوهشگران در سفر دریایی اکتشافی به خلیج آلاسکا سفر کرد تا نقش آهن را در جریانهای اقیانوسی و چرخه مواد معدنی شمال اقیانوس آرام بررسی کند. هدف اصلی دیگر همکارانش، بررسی جریانهای کند اقیانوسی (eddy) در این منطقه بود. برخی از این جریانها به ابعاد بزرگی با قطر صدها کیلومتر میرسند و جریانهایی چرخشی از ساحل آلاسکا به درون خلیج ایجاد میکنند ، رودخانه بزرگ کوپر (Copper) که بیش از 450 کیلومتر درازا دارد، همراه با رودخانههای دیگر، جریان آب شیرین حاصل از یخچالهای ذوبشده را به خلیج منتقل میکنند. این آب هرچند شور نیست، اما مواد معدنی فراوان و آبرفتهای زیادی را با خود حمل میکند که آهن، بخش مهمی از آن را تشکیل میدهد. همین ترکیبات معدنی محلول است که رنگ آب را تغییر داده است.
❗️میپرسید این مواد معدنی از کجا میآید؟
آبی که از ذوب یخچالها جاری میشود، در مسیر خود کوهها و صخرهها را میشوید و با ایجاد فرسایش، مواد معدنی را لایهلایه از سنگ جدا میکند. این مواد را پودر سنگ هم مینامند، وقتی این ریزذرات به حجم بزرگتری از آب وارد میشوند، تحت تأثیر جریانهای اقیانوسی قرار میگیرند و به میان خلیج آلاسکا منتقل میشوند. در این تصویر هم جریان آب پر از املاح معدنی به آبهای آزاد رسیده است و به خاطر تفاوت شدید ترکیب محلولها، با مرز مشخصی دیده میشوند؛ اما 👈 این مرز، دائمی و بدونتغییر نیست، بهتدریج، آبها با هم درمیآمیزند و املاح در اقیانوس پخش میشود.
◽️ [منبع](http://morahem.com/two-sweet-or-salty-sea-that-can-not-be-combined-lie)
◽️[منبع](http://snopes.com/fact-check/merging-oceans/)
من بخاطر همین اکسپلور مسخره خوشم نمیاد کلا مغزو بگا میده