تجربه دعا گرفتن از دعانویس :
سلام من از 16 سالگی عاشق یه پسر بودم و اون شخص همه جوره از من سر تر بود چه از لحاظ مالی چه شخصیتی چون من یه دختر نوجوون بودم و اون اون موقع 24 سالش بود من چند بار بهش اعتراف کردم هر چند بارش هم خیلی محترمانه رد کرد و آخرش دیگه از همه جا بلاکم کرد😂 از اونجایی که مامانش مشتری ارایشگاهمون بود اسمشو میدونستم رفتم پیش یه دعا نویس داخل شهرستان پاکدشت دعا هم به این شکل بود که روی یه فلز حک شده بود به همراه یه عضو از بدن کفتار که بهش میگن ناموس کفتار گفت همینا رو همیشه همراهت داشته باش اون جسد بو کرده بود و اصن یه اوضاع بدی بود یه مدت من دیدم جواب نمیگیرم دیگه طلسم و گذاشتم توی بالشتکم چون پولشو زیاد داده بودم دلم نمیومد بندازم بره و من کم کم بیخیال پسره شدم در حدی که واقعا اسمش میومد حالم بهم میخورد یه روز دیدم این منو از همه جا انبلاک کرده و نوشته بود حالت چطوره خواستم معذرت خواهی کنم بابت رفتارم و...خداییش جواب گرفتم ولی اون طلسم سنگینی خیلی زیادی تو زندگیم گذاشت و هرکاری میکردم باطل نمیشد اخر سر دادم همون دعا نویسه تا برام باطلش کنه و ده برابر همون پول طلسم و ازم گرفت خلاصه که اصلاسمت این چیزا نرید.
- 😑
سلام من از 16 سالگی عاشق یه پسر بودم و اون شخص همه جوره از من سر تر بود چه از لحاظ مالی چه شخصیتی چون من یه دختر نوجوون بودم و اون اون موقع 24 سالش بود من چند بار بهش اعتراف کردم هر چند بارش هم خیلی محترمانه رد کرد و آخرش دیگه از همه جا بلاکم کرد😂 از اونجایی که مامانش مشتری ارایشگاهمون بود اسمشو میدونستم رفتم پیش یه دعا نویس داخل شهرستان پاکدشت دعا هم به این شکل بود که روی یه فلز حک شده بود به همراه یه عضو از بدن کفتار که بهش میگن ناموس کفتار گفت همینا رو همیشه همراهت داشته باش اون جسد بو کرده بود و اصن یه اوضاع بدی بود یه مدت من دیدم جواب نمیگیرم دیگه طلسم و گذاشتم توی بالشتکم چون پولشو زیاد داده بودم دلم نمیومد بندازم بره و من کم کم بیخیال پسره شدم در حدی که واقعا اسمش میومد حالم بهم میخورد یه روز دیدم این منو از همه جا انبلاک کرده و نوشته بود حالت چطوره خواستم معذرت خواهی کنم بابت رفتارم و...خداییش جواب گرفتم ولی اون طلسم سنگینی خیلی زیادی تو زندگیم گذاشت و هرکاری میکردم باطل نمیشد اخر سر دادم همون دعا نویسه تا برام باطلش کنه و ده برابر همون پول طلسم و ازم گرفت خلاصه که اصلاسمت این چیزا نرید.
- 😑
تجربههای الهی و معنوی
0
پسند
نظرات
807 نظرتا وقتی که دوستش داشتی رفتی رو مخش، می تونست ازت سوء استفاده کنه، اما نکرد، بعد رفتی برای کشوندنش طلسم گرفتی، وقتی اومد تا تو دیگه خوشت نیومد ازش و یا یکی دیگه اومد تو زندگیت و یا از یکی دیگه خوشت اومده ....
اون بیچاره چه گناهی کرده بود اخه؟
و عفریت از طایفه جن قویترینشونه که در خدمت سلیمان ع بود توی قران داستانش هست