پربحث‌ترین تجربیات

تجربیاتی که بیشترین گفتگو را به خود اختصاص داده‌اند

پربحث‌ترین تجربیات

2795 تجربه یافت شد
تجربه شرکت در دوره های موفقیت :

سلام من چند سال قبل دوتا از این دوره ها رو شرکت کردم
اصلا اصلا این دوره ها رو شرکت نکنید همش کلاهبرداری و دروغه
قانون ج ...
ادامه مطلب
0 نظر 0 پسند
تجربه ی عقد کردن :

با یه نفر بصورت مجازی آشنا شدیم و حدود دو سال طول کشید تا همو دیدیم. بنظر از هر نظر بهم دیگه می‌خوردیم و مشکلی نداشتیم اما اون خیل ...
ادامه مطلب
0 نظر 0 پسند
تجربه ی کار کردن در داروخانه :

سلام دوستان وقتتون بخیر دیدم یکی از دوستان امده تجربه کار در داروخانه یعنی تکنیسین داروخانه بودن رو گفته بود خواستم منم ...
ادامه مطلب
0 نظر 0 پسند
تجربه ی عمل بینی:

خب اول از همه اینو بگم که اگه دماغتون خوبه و صرفا الکی حساس شدید و میخواید عمل کنید اصلا سمت عمل نرید مطمئن باشید که دماغ طبیعیتون خی ...
ادامه مطلب
0 نظر 0 پسند
تجربه ی عمل لاپاراسکوپی :

سلام خواستم تجربه عمل لاپاراسکوپی که برای کیست تخمدان انجام دادم بگم. این عمل واسه کیست تخمدان و بستن لوله یا پیدا کردن محل خ ...
ادامه مطلب
0 نظر 0 پسند
تجربه کار به عنوان پشتیبان قلمچی :

شاید همه وقتی دنبال کار در جای ویژن میگشتیم کار به عنوان پشتیبان در کانون قلمچی رو دیده باشیم،
شرایط بسیار خوبی نوشته ...
ادامه مطلب
0 نظر 0 پسند
تجربه ی داشتن موتور های مختلف :


دوستان من ۳ موتور رو داشتم در عرض یک سال
هوندا ، باکسر ، بنلی
از لحاظ اقتصادی هوندا از همه بهتره مخصوصا اگه به عنوان ا ...
ادامه مطلب
0 نظر 0 پسند
تجربه ی بلند کردن مو:

سلام واسه بلند شدن مو راه های زیادی امتحان کردم ولی جوابی نگرفتم.
اول از همه بگم از شامپو رزماری و روغن رزماری هیچ نتیجه ای نگرفتم ...
ادامه مطلب
0 نظر 0 پسند
تجربه کار در قنادی و شیرینی پزی :

دوستان اول اینکه گادر نگیرید نسبت به این مسئله و دوم اینکه این تجربه ای هست که من داشتم
توی کارگاه های شیرینی پزی هیچ ...
ادامه مطلب
0 نظر 0 پسند
تجربه دعا گرفتن از دعانویس :

بچه ها حالا که بحث دعا و دعانویس هستش منم تجربه خودمون رو بگم
تو محل ما یه خانواده خیلی پولداری زندگی‌میکنن که ۶ ۷ سال پیش ...
ادامه مطلب
0 نظر 0 پسند
تجربه ازدواج سنتی:

من ۱۷ سالم بود ب شدت از سوی خانوادم تحت فشار بودم ،اصلا منو درک نمیکردن ب شدت کنترلم میکردن با اینکه من اروم بودم و امکان نداشت کار ...
ادامه مطلب
0 نظر 0 پسند
دیروز دیت اولمون بوده بستنی خرید داد دستم بریم یجایی وایستیم بخوریم زیادی طول کشید به مقصد برسیم بستنی آب شد داشت می ریخت مظلوم گفتم ببخشید میدونم این ...
ادامه مطلب
0 نظر 0 پسند