تجربه زندگی با خانواده همسر در یک ساختمان :
خوب دوستان منم میخوام تجربه زندگی با خانواده همسرمو بگم اول از همه بگم که تا حد المکان قبول نکنید چون واقعا سخته اینکه کجا میای کجا میری چی میخری چیکار میکنی همش زیر ذربینه بعدش شوهرتون هیچ وقت مستقل نمیشه که به نظرم این از همش بدتره از قدیم گفتن دوری و دوستی من حتی نمیتونم با شوهرم تو خونه یه دعوای کوچیک کنم چون سریع میان و دخالت میکنن خلاصه اگه به هردلیلی مجبور شدید قبول کنید خط قرمزای خودتونو از همون اول تعیین کنید شام و ناهار و سوا کنید زیاد رفت و آمد نداشته باشید نگید نه این حرفا چرت و پرته آدم باید خودش خوب باشه منم اولش همین فکرو میکردم ولی بعد یه مدت خسته میشد اگه امکانشو دارید حتما یه کلاس ثبت نام کنید دوست و رفیق برای خودتون اون دور و اطراف پیدا کنید که تنها نباشید و در آخر هیچی مهم تر از سلامت روان خودت و همسرت نیست اگه تونستی وقتی حرفی یا تیکه ای چیزی میندازن خودت جوابشونو بده بعدا نیا دق و دلیشو سر همسرت خالی نکن
در کل امیدوارم هیچ وقت مجبور نشید با خانواده همسرتون مشترک زندگی کنید.
- 🫶
خوب دوستان منم میخوام تجربه زندگی با خانواده همسرمو بگم اول از همه بگم که تا حد المکان قبول نکنید چون واقعا سخته اینکه کجا میای کجا میری چی میخری چیکار میکنی همش زیر ذربینه بعدش شوهرتون هیچ وقت مستقل نمیشه که به نظرم این از همش بدتره از قدیم گفتن دوری و دوستی من حتی نمیتونم با شوهرم تو خونه یه دعوای کوچیک کنم چون سریع میان و دخالت میکنن خلاصه اگه به هردلیلی مجبور شدید قبول کنید خط قرمزای خودتونو از همون اول تعیین کنید شام و ناهار و سوا کنید زیاد رفت و آمد نداشته باشید نگید نه این حرفا چرت و پرته آدم باید خودش خوب باشه منم اولش همین فکرو میکردم ولی بعد یه مدت خسته میشد اگه امکانشو دارید حتما یه کلاس ثبت نام کنید دوست و رفیق برای خودتون اون دور و اطراف پیدا کنید که تنها نباشید و در آخر هیچی مهم تر از سلامت روان خودت و همسرت نیست اگه تونستی وقتی حرفی یا تیکه ای چیزی میندازن خودت جوابشونو بده بعدا نیا دق و دلیشو سر همسرت خالی نکن
در کل امیدوارم هیچ وقت مجبور نشید با خانواده همسرتون مشترک زندگی کنید.
- 🫶
تجربههای ازدواج و روابط
0
پسند
نظرات
1436 نظرسایتتون مستدام
بعد هرروز میگن بیا ناهار و شام
تازه انگار نوکرشون هستم تا عروس منم بهشون گفتم عروس شماهستم نه نوکرتون و در مورد همه چی نظر میدن و خودشون حتما باید تصمیم بگیرن برای ما و درمورد پوششم چند بار بحثمون شد گفتم اصلا به شما ربطی نداره این رو خودم تصمیم میگیرم الانم قهریم
خواستم بگم هیچوقت با خانواده همسر صمیمی نشید و جدا زندگی کنید
خیلی شعور بالایی دارن
کل مواد غذاییمون رو حاضر میکنن با آسانسور میفرستن بالا
کجا میرم کی میرم با کی میرم تاحالا دخالتی نکردن سرشون تو زندگی خودشونه و اینکه همسرم حساسه دوس نداره کسی دخالت کنه تو زندگیمون و خانوادش هم حساسیت پسرشون رو میدونن کاری ندارن
به نظرم خانواده خیلی مهمه
من که خیلی راضی ام توی یه ساختمون زندگی میکنیم کلی کمک خرجمون هستن از هرلحاظ
به نظرم مهم تر از همه شعور و پختگی شوهرتونه اونه که اجازه نمیده کسی دخالت کنه